توقع

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:

ﺍﺯ ﻫﺮ کسی، ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ..‌.ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮﻗﻊ ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻐﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ‌‌‌‌‌…ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ…ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻣﯽ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ…ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ! ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻣﭻ ﺑﮑﻦ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﺯﻩ ی ﻋﺴﻞ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻧﺠﯿﺐ…! ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ! ﺗﻮﻗﻌﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺩم ها ﮐﻢ ﮐﻨﯽ،ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ…ﺭﺍﺣﺘﺘﺮ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ.‌ من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت می شوم…چاقم، لاغرم، قد بلندم، قد کوتاهم، سفیدم، سبزه ام. همه به خودم مربوط است…مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن. روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است. زندگی کن به شیوه خودت. با قوانین خودت، با باورها و ایمان قلبی خودت. مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند. برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی. هر جور که باشی حرفی برای گفتن دارند. شاد باش و از زندگی لذت ببر. چه انتظاری از مردم داری؟ آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند
….

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

وبسایت های دریافت رایگان پایان نامه های خارجی

۱⃣ http://oaktrust.library.tamu.edu/handle/1969.1/2 ۲⃣ http://www.diva-portal.org/smash/search.jsf?dswid=-2422 ۳⃣ http://dspace.mit.edu/handle/1721.1/7582 ۴⃣ http://www.essays.se/

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ایزوله یا کامپوند؟؟

کدام بهتر است؟ تمرینات #ایزوله یا #ترکیبی؟

اولین گام برای طراحی یک برنامه تمرینی مؤثر انتخاب تمریناتی است که بیشترین اثر بر روی عضلات بدن را داشته باشند. به منظور انتخاب تمرینات مناسب، در ابتدا نیاز است که طبیعت آنها را به درستی بشناسیم و کارکرد آنها را در نظر بگیریم. تمرینات را به طور کلی می توان به دو دسته تقسیم کرد: تمرینات ایزوله و تمرینات ترکیبی. تمرینات ایزوله این تمرینات در حقیقت تمریناتی تک مفصلی یا Single-Joint هستند و در این حرکات تنها یک مفصل درگیر می شود. این تمرینات یک گروه از عضلات بدن را ایزوله کرده و درگیری گروه های دیگر عضلات را به حداقل می رسانند. چند مثال معروف از تمرینات ایزوله عبارتند از: جلوبازو دمبل تک خم سرشانه از بغل با دمبل قفسه سینه نشسته با دستگاه پرس ساق پا ایستاده پشت بازو ایستاده دمبل این تمرینات با تمرکز بر یک گروه از عضلات بدن تنها یک مفصل را درگیر می نمایند. مزایای تمرینات ایزوله تمرینات ایزوله برای تمرکز بر روی یک گروه مشخص از عضلات طراحی شده اند. این تمرینات به شما کمک می کنند که بر روی یک گروه از عضلات که رشد مطلوبی نداشته اند تمرکز کنید. تمرینات ترکیبی این تمرینات در حقیقت تمریناتی چند مفصلی یا Multi-Joint هستند و در این حرکات بیش از یک مفصل درگیر می شود. این تمرینات باعث درگیر شدن بیش از یک گروه از عضلات بدن می شوند. چند مثال معروف از تمرینات ترکیبی عبارتند از: پرس سینه دمبل یا هالتر بارفیکس پرس سرشانه با هالتر اسکات یا دیپ این تمرینات با در گیر کردن بیش از یک گروه از عضلات بدن، موجب در گیری بیش از یک مفصل می شوند. یک مثال بسیار خوب برای حرکات ترکیبی، پرس سینه است. هنگامی که این حرکت را اجرا می  کنید به خوبی احساس می کنید که علاوه بر عضلات سینه، فشار قابل توجهی به عضلات شانه و بازوی شما نیز وارد می شود. مزایای تمرینات ترکیبی همانگونه که در بالا اشاره شد، حرکات ایزوله از مزایایی برخوردار هستند. اما واقعیت این است که برای رشد عضلات، حرکات ترکیبی نسبت به حرکات ایزوله دارای اولویت می باشند.همچنین هرچه عضلات بیشتری درگیر باشند، هورمون های رشد و تستوسترون بیشتری در بدن ترشح می شود. این موضوع خود باعث افزایش بافت عضلات و کاهش چربی اندامی می شود. یکی دیگر از مزایای حرکات ترکیبی این است که اجرای این حرکات نیاز به تعادل بدن دارد. در نتیجه گروه های مختلفی از عضلات بدن که ممکن است با حرکات ایزوله تحریک نشوند، در حرکات ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته و درگیر می شوند.

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نام جاوید وطن

در خیال ما استادیوم‌نرفته‌ها آزادی هیبتی عظیم داشت. سرزمین موعود هواداری که هربار خودمان را روی سکوهای پرشورش در لباس تیم محبوبمان تصور می‌کردیم و حظ می‌بردیم. در روزهایی که گذشت از چپ و راست دستورالعمل‌های شوخی و جدی زیادی برای اولین حضور زنان در آزادی خواندیم و شنیدیم و همه در یک مورد متفق‌القول بودند: اتفاق هیجان‌انگیز و یگانه‌ی اولین گذر از تونل آزادی و رسیدن به چشم‌انداز زمین چمن و سکوهای افسانه‌ای استادیوم.
بعد از ارائه‌ی بلیط از گیت گذشتم و داشتم با خودم فکر می‌کردم که کی به تونل مشهور آزادی می‌رسم که چند قدم جلوتر سبزی چمن چشمم را گرفت. امروز خیلی‌ها مثل من با گام‌هایی لرزان و قلبی در مشت از آن تونل گذشتند و دقایقی مقابل منظره‌ی تمام و کمال آزادی خشکشان زد. زمین آزادی را امروز با اشک‌های جایگاه زنان می‌شد آبیاری کرد. اشک‌هایی که همه از شوق شکوه دیدن استادیوم برای اولین‌بار نبودند و گاهی از شدت خشم و افسوس به روی گونه‌ها چکیدند. همین بود؟ سکوهای ممنوع آزادی، استادیومی که سال‌های سال‌ حسرتش دقمان داد و مجبورمان کرد دست به دیوانگی بزنیم همین بود؟ حتی آن‌قدرها که در رویاهایمان دیده بودیم بزرگ هم نیست… حسرت در دل‌ها موج می‌زد: عابدزاده را از روی این سکوها تشویق نکردیم، نام کریم باقری، علی کریمی، فرهاد مجیدی، علی دایی، خسرو حیدری، مجتبی جباری و خیلی‌های دیگر را از روی این سکوها فریاد نزدیم. شاید اگر از زنان حاضر در ورزشگاه می‌خواستی که نام یکی از بازیکنان محبوبشان را فریاد بزنند، خیلی‌ها در تلاش برای فراموش کردن سال‌های تلخ ممنوعیت ورزشگاه نام قدیمی‌های فوتبال ایران را فریاد می‌زدند. در عوض زنان آزادی دندان خشم بر جگر حسرت خود فشردند و از ساعت‌ها قبل از آمدن بازیکنان به آزادی، به تشویق بی‌وقفه‌ی تیم ملی پرداختند. قسم می‌خورم که آزادی هرگز تماشاگرانی چنین پرشور و خستگی‌ناپذیر را به خود ندیده بود. تیم ملی حالا تماشاگرانی دارد که می‌تواند نه فقط برای نود دقیقه بلکه برای ساعت‌ها قبل و حتی بعد از بازی روی آنها حساب کند.
برای کسانی که سعی در ثبت حال و هوای اولین تماشاگران زن ایرانی در ورزشگاه آزادی، که تازه نامش برازنده‌اش شده، را داشتند حتی یک لحظه پلک زدن هم محال بود. روح فوتبال سکوهای A6 تا A10 آزادی را امشب تسخیر کرده بود.
جالب حضور زنانی از همه‌ی سنین و با نوع پوشش و شاید اعتقادات متفاوت بود، زنانی که تنها پیوندشان عشق به فوتبال و حسرت حضور در استادیوم‌ها بود و همین رشته‌ی پیوند آن‌قدر محکم به هم گره‌شان زده بود که هم‌صدا و هم‌دل ساعت‌ها فریاد کشیدند و دست زدند و پا کوبیدند. در روزی که حتی مامورین انتظامی هم نمی‌توانستند در برابر شور بی‌امان سکوها و شاهکار بچه‌های تیم ملی در زمین بی‌تفاوت باشند و گاهی از قالب رسمی خود درآمده و تبدیل به هواداری می‌شدند که در پی گل زدن تیم محبوبش دست‌ها را به هم کوفته و لبخند پیروزی می‌زند، آزادی تجربه‌ی متفاوت و زیبایی داشت. در پایان بازی بچه‌های تیم ملی برای تشکر از حمایت بی‌دریغ و تشویق‌های تمام‌نشدنی دختران آزادی به سمت سکوهای زنان آمدند، ما که فکر می‌کردیم دیگر طعم هیجانی شدیدتر از حضور در آزادی را نمی‌چشیم ناگهان با موجی از احساسات روبرو شدیم که جز با فریاد از جان و گریه‌ی بی‌امان قابل ابراز نبودند؛ پس از سال‌ها نادیده گرفته شدن، بالاخره چشم جهانی به ما خیره شد. آزادی تازه منفجر شده بود… کسی دلش نمی‌خواست جادوی این روز فراموش‌نشدنی تمام شود اما وقت رفتن رسیده بود. زنانی که یکی از زیباترین روزهای تاریخ فوتبال ایران را رقم زده بودند در آخر با تمیز کردن سکوها از میزبانی آزادی قدردانی‌کردند. در روزی که خیلی‌ها باز هم پشت درهای بسته‌ی آزادی ماندند و راهی به سکوهای خالی آزادی نیافتند، تنها دلخوشی آرزوی دیدار مجدد در بازی‌های بعدی بود که یکی از زنان نیروی انتظامی خطاب به ما به زبان آورد.
سخت بود اما یکی یکی دل از آزادی کندیم و در پایان با چشمانی تَر و گام‌هایی لرزان با آزادی وداع کردیم، در حالی که در دل همه یک سوال بود: دوباره روی استادیوم را خواهیم دید؟

به قلم پردیس کریمی

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برنده خاص ترین جایزه فیفا

به گزارش ورزش سه، هر سال یکی از مهم ترین رویدادهای جهانی حول فوتبال، مراسمی است که در آن برترین های دنیا اعلام می شوند. فدراسیون جهانی فوتبال به صورت اختصاصی جایزه هایی تحت عنوان The Best را به برترین های هر حوزه می دهد. این مراسم برای برترین های فصل اخیر، امشب در میلان ایتالیا در جریان است.
جدا از عناوین فنی که توجه کل رسانه ها و مردم دنیا به آنها جلب شده، یک جایزه ویژه هم وجود دارد که به افرادی خارج از مستطیل سبز و بیرون از کادر تیم ها داده می شود؛ جایزه بهترین هوادار سال جهان.
چندی پیش فیفا سه نامزد نهایی کسب این جایزه را اعلام کرد که هواداران تیم ملی هلند در جام جهانی زنان، سیلویا پرین گرکو و خوستو سانچز نامزدهای نهایی این عنوان بودند.
قصه هلندی ها در مقایسه با دو داستان دیگر، چندان ویژه نبود. مردمی که در طول برگزاری مسابقات جام جهانی زنان خیابان ها و استادیوم های فرانسه را قرق کرده بودند و تا فینال هم به شکلی شگفت انگیز از تیم ملی شان حمایت کردند. اما دو داستان دیگر، به شکل ویژه ای احساسات برانگیز بود.
داستان اول، خوستو سانچز، پدر اروگوئه ای بود. او که در شهر مونته ویدئو طرفدار تیم اتلتیکو سرو بوده، پسری داشته که هوادار تیم رقیب، یعنی رامپلا بوده است. یک روز خبر فوت فرزند به خوستو داده می شود و این پدر از آن روز به بعد، طرفدار تیم رامپلا شده و هر بازی در استادیوم به تشویق این تیم می پردازد.
اما امشب در میلان، دیگر داستان احساسی منتخب فیفا بود که جایزه بهترین هوادار سال دنیا را به دست آورد. سیلویا پرین گرکو، مادر برزیلی طرفدار تیم پالمیراس، به پاس ۵ سال همراهی فرزند نابینایش در استادیوم و گزارش زنده بازی های پالمیراس برای او، جایزه بهترین هوادار فیفا را به دست آورد.


نیکولاس، فرزند سیلویا، به دلیل برخی اختلالات، در ۴ ماهگی به دنیا آمد و از ابتدا نابینا بوده. او اکنون ۱۲ سال دارد. از ۵ سال پیش این مادر و فرزند با هم به استادیوم می رفتند و سیلویا برای پسرش بازی ها را گزارش می کرده است؛ دقیقا مشابه قصه ای که محمد و عادل، در فوتبال ایران داشتند و یکی از جذابیت های اصلی بازی های نساجی در ورزشگاه شهید وطنی بودند.
سیلویا پرین گرکو در گفت و گویی که با خبرنگار ورزش سه داشت، اظهار داشت: نیکولاس همیشه به فوتبال علاقه داشته است. از ۵ سال پیش ما استادیوم رفتن را شروع کردیم. اوایل من یک هدفون روی گوش او می گذاشتم تا گزارش بازی را بشنود. اما بعدا متوجه شدم که دوست دارد صدای جمعیت و استادیوم را هم بشنود و از لحظات بازی لذت ببرد. این جرقه ای شد تا من شروع به گزارش بازی ها برای او کردم.
او افزود: باشگاه پالمیراس همیشه به یاد نیکولاس هست و رفتار بسیار خوبی با او دارد. نیکولاس تمام بازیکنان را می شناسد. او فرصت پیدا کرده با بازیکنان و مربیان این تیم ملاقات داشته باشد. حتی سال گذشته زمانی که تیم قهرمان ایالت شد، نیکولاس با همه اعضا به روی استیج رفت تا قهرمانی را جشن بگیرد.
این مادر فداکار ادامه داد: ما همه بازی ها را به ورزشگاه نمی رویم اما من هیچوقت از تکرار این کار و گزارش بازی برای فرزندم خسته نمی شوم. هرچند گزارش من هم شبیه گزارش های تلویزیونی نیست. همان چیزهایی را که می دانم، برای نیکولاس می گویم. مثلا برایش می گویم که رنگ موی فلان بازیکن، این است. (می خندد)
سیلویا کمی درباره فرزندش برای ما گفت: بازیکن مورد علاقه نیکولاس در پالمیراس، دودو است. فکر نمی کنم بیرون از کشور بازیکن محبوبی داشته باشد.
وی افزود: من خودم هم هوادار پالمیراس هستم. زمانی که یک دختر بچه بودم، همراه پدرم به استادیوم می رفتم. همیشه طرفدار این تیم هستم.

او در ادامه گفت: من در برزیل شنیدم که بعضی افراد شرایط مشابه ما دارند اما هیچوقت نتوانستم با آنها دیدار کنم. من ۵ سال است که این کار را انجام می دهم اما تازه سال قبل بود که یک نفر ما را در استادیوم دید. این همان چیزی است که من می خواهم به دنیا نشان بدهم؛ اینکه انسان های معلول، غیر قابل تماشا نیستند.
ضمن اینکه این کودک نابینای برزیلی در بازی های اخیر دوستانه تیم ملی برزیل موفق شد به استادیوم راه پیدا کند و در کنار ستارگان ملی پوش کشورش بایستد.

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ویدئوی عجیبی که شگفتی‌ساز دربی را لو داد!

به گزارش “ورزش‌سه”، مهدی عبدی را تا قبل از دقیقه ۸۲ دربی شماره ۹۰ تهران عامه طرفداران فوتبال ایران نمی‌شناختند و شاید خیلی‌ از پرسپولیسی‌ها اصلا نمی‌دانستند چنین بازیکنی در تیم‌شان حضور دارد. شجاعت یک مربی مثل کالدرون و انگیزه و خواست خدا اما برای اینکه این بازیکن جوان به چهره ویژه فوتبال ایران طی ساعات گذشته تبدیل شود، کفایت می‌کرد.


با همه تمجیدهایی که از مرد قدرتمند مسابقه استقلال و پرسپولیس انجام شده اما شاید جالب باشد بدانید که عبدی تا همین دو سه سال قبل نه فوتبالیست حرفه‌ای که یک طرفدار دو آتشه پرسپولیس بود. پسری اهل روستای قراخیل از توابع قائمشهر که مثل اکثر هم سن و سال‌های خود در منطقه طرفدار پرسپولیس بود و به عشق این تیم بارها به ورزشگاه آزادی تردد کرده بود.


ویدئویی که منتشر شده و این عشق به پرسپولیس را نقل می‌کند هم در همین راستا است؛ عبدی با پیراهن پرسپولیس و گرمکنی طوسی رنگ و ساده ساعت‌ها راه را همراه دوستانش پیمود تا نظاره‌گر آخرین مسابقه تیمش در لیگ هفدهم باشد. زمانی که پرسپولیس با برانکو ایوانکوویچ روند خوبی را ادامه می‌داد. آن زمان امید نزد جوانان پرسپولیسی موج می‌زد و همین امیدواری‌ها است که حالا باعث شده مهدی عبدی از روی سکوهای طبقه دوم ورزشگاه به زمین چمن این ورزشگاه برسد و حساس‌ترین گل فصل تیمش را بزند.


عبدی در دربی ۸۵ طرفدار پرسپولیس بود، مسابقه‌ای که پرسپولیس با گل علی علیپور برنده‌اش شد؛ دقیقا به تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۶، یعنی درست زمانی که علیپور هم از منطقه‌ای دور افتاده به ترکیب پرسپولیس رسیده بود. او در دربی این فرصت را با نظر برانکو یافت و تک گل پیروزی‌بخش تیمش را زد. گلی که به آینده‌اش بسیار کمک کرد و به عنوان آقای گلی لیگ برتر نیز با پیراهن پرسپولیس رسید. گفتیم که عبدی اهل روستای قراخیل قائمشهر است، درست مثل علی علیپور.


دو سال بعدتر حالا عبدی در دربی ۹۰ نقش علیپور در دربی ۸۵ را ایفا کرد؛ مثل هم ولایتی‌اش خواست که رویاهایش تعبیر شود. او اما تازه اول راه است، فالوئرهای اینستاگرامش به نزدیکی‌های ۱۰۰ هزار نفر رسیده و دیگر گمنام نیست، اما راهی دراز در پیش دارد. کم نبودند بازیکنانی که یک شبه ره صد ساله رفتند و حالا اثری از آنها نیست. گل برتری دربی خوب است، اما برای پسری که تاکنون حتی یک حضور فیکس در ترکیب پرسپولیس را هم تجربه نکرده، تیغ دولبه است. او اگر مثل ۲ سال قبل که پرسپولیس را از روی سکوها تشویق می‌کرد و برای رسیدن به رویاهایش تلاش می‌کرد، حالا برای تمریناتش و فوتبالش وقت بگذارد، خوش‌شانس‌ترین بازیکن پرسپولیس بوده و از این شانس می‌تواند در آینده استفاده کند.

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مصرف همزمان کدام مکمل های ورزشی با هم ممنوع است؟

مکمل‌ های زیادی با اهداف متفاوت توسط شرکت‌های مختلفی تولید و روانه بازار می شوند. برخی از ورزشکاران برای تسریع در روند پیشرفت خود و بدون اطلاع از نحوه مصرف و ترکیب آن ها به مصرف این مکمل‌ها روی می‌آورند. در این مطلب سعی شده است اطلاعات جامع و مفیدی در مورد مصرف همزمان مکمل هایی که نباید با هم مصرف شوند جمع‌آوری شود.

در مورد منع مصرف همزمان مکمل ها، دو دسته مکمل وجود دارند: اول مکمل‌هایی که نباید همزمان با هم مصرف شوند زیرا کارایی کامل آنها دچار اختلال می‌شود و دوم مکمل‌هایی را شامل می‌شود که نباید در یک دوره با هم مصرف شوند زیرا احتمال به وجود آمدن برخی عوارض جانبی وجود دارد.

علم می‌گوید بسیاری از مواد هستند که با همدیگر خوب عمل نمی‌کنند (مواد معدنی، ویتامین‌ها، آمینواسیدها که برای جذب بهتر با همدیگر رقابت می‌کنند). اما در این مطلب مجله علم ورزش بر اساس حقایق علمی درباره مواد حیاتی‌تر یا در مورد ترکیبات مکمل‌ها که باید از آن ها دوری کنید، بحث می کند. 

تداخل مکمل ها مکمل‌هایی که نباید همزمان با هم مصرف شوند

۱٫ کلسیم، روی + منیزیم

کلیسم جذب روی و منیزیم را متوقف می‌کند، بنابراین مصرف همزمان آن‌ها باعث تداخل در جذب می‌شود. شاید شما بگوید که ما کلسیم مصرف نمی‌کنیم پس این مطلب به ما چه ربطی دارد؟ اما حقیقت این است همه پروتئین وی، پروتئین سویا و پروتئین شیر موجود در بازار حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی گرم در هر هر وعده مصرف کلسیم دارند و اگر آنها را با شیر مخلوط کنید حدود ۵۰۰ میلی گرم کلسیم به دست می‌اید. پس بهتر است هنگام صرف آخرین وعده پروتئین قبل از خواب از مصرف روی و منیزیم خودداری کنید.

برای حل این موضوع می توانید ۱ الی ۲ ساعت قبل از خواب وعده پروتئینی را صرف کنید یا پروتئین تخم مرغ را جایگزین پروتئین وی کنید. پروتئین تخم مرغ فاقد هرگونه کلسیم است. پس می‌توانید پروتئین تخم مرغ را با خیال راحت با آب یا آب میوه صرف کرده و پس از گذشت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه قرص روی و منیزیم را مصرف کنید.


۲٫ مصرف کراتین با کافئین

مصرف همزمان کراتین و کافئین را در یک زمان را متوقف کنید. یک تیم از محققان بلژیکی اثر مصرف همزمان کراتین و کافئین را بررسی کردند. محققان ۹ مرد که به طور منظم ورزش می‌کردند را به خدمت گرفتند اما این افراد در سطح حرفه‌ای ورزش نبودند. هر مرد تحت سه رژیم به صورت هفتگی به صورت اتفاقی قرار گرفتند. برنامه زمانبندی به صورت زیر بود:

  • ۱٫ بارگیری کراتین به مدت ۶ روز، مصرف ۰٫۵ گرم کراتین مونوهیدرات به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن.
  • ۲٫ مصرف قرص‌های دارونما به مدت ۶ روز.۳٫ بارگیری کراتین به مدت ۶ روز به اضافه مصرف یک دوز کافئین در صبحانه در ۳ روز آخر بارگیری کراتین.
  • دوز کافئین ۵ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن (برای مرد ۷۰ کیلوگرمی به اندازه ۳ فنجان قهوه سنگین یا ۷ فنجان چایی) بود.
  • سطح کراتین فسفات (cp) عضلات قبل و بعد از هر رژیم اندازه گیری شد. به علاوه، یک سری تست برای اندازه گیری نیروی عضلانی توسط آزمودنی‌ها از طریق تمرین باز کردن زانو انجام شد. وقتی مکمل کراتین مورد استفاده قرار گرفت قدرت عضلات زانو به طور معناداری افزایش یافت اما در مورد مصرف همزمان کراتین و کافئین حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ اگرچه مکمل کراتین-کافئین سطح cp عضلات نسبت به دارونما را افزایش داد، نسبت به مصرف کراتین هیچ افزایش عملکردی در آزمودنی‌ها دیده نشد.
  • راه حل: بهتر است اگر بعد از صبحانه تمرینات با وزنه انجام می‌دهید، کافئین را در این زمان کلاً فراموش کنید. اگر بعدازظهر تمرین می‌کنید از مصرف کافئین بعد از نهار خودداری کنید. سعی کنید برای کسب بهترین نتیجه ۴ الی ۵ ساعت بین مصرف کراتین و کافئین فاصله بیاندازید. (کافئین نسبت به دیگر محرک‌ها بیشتر در بدن می‌ماند. نصف کافئین یک فنجان که می‌نوشید ساعت‌ها بعد از مصرف در عروق بدن موجود است). پس در فاز بارگیری کراتین مصرف کافئین را به مدت ۴ الی ۵ روز فراموش کنید.

۳٫ ویتامین E و آهن

آهن، ویتامین E را از بین می‌برد. پس مصرف همزمان این دو مکمل را متوقف کنید.

۴٫ مس و روی

دو مواد معدنی دیگر که بهتر است با هم مصرف نشوند مس و روی هستند. زمانی که این دو مکمل با هم مصرف شوند روی با مس رقابت می‌کند. پس این دو ماده معدنی را جدا از هم مصرف کنید.

مصرف کراتین با گلوتامین

در گذشته باور بر این بده مصرف همزمان کراتین و گلوتامین  به دلیل اینکه به حامل‌ها و ناقل‌های یکسانی در بدن وابسته هستند، درست نیست و زمانی‌ که این دو مکمل با هم مصرف شوند برای وصل شدن با حامل‌ها به رقابت می‌پردازند و یکی برنده شده و دیگری بازنده می‌شوند.

راه حل پیشنهادی نیز این بود که شما به سادگی می‌توانید با فاصله زمانی ۲ ساعت این دو مکمل را مصرف کنید. بسیاری از بدنسازها قبل از تمرین و قبل از خواب ال-گلوتامین و کراتین را در صبح و بعد از تمرین مصرف می‌کنند. با این روش به بدن فرصت کافی داده می‌شود تا هر مکمل به طور جداگانه جذب شود.

دسته دوم: مکمل‌هایی که نباید در یک دوره مصرف شوند

توجه کنید در این قسمت در مورد مکمل‌هایی که اگر با هم مصرف شوند نتیجه خوبی نخواهند داد صحبت نمی‌شود بلکه در مورد مکمل‌هایی صحبت خواهد شد که اگر با هم مصرف شوند سلامتی بدن را به خطر خواهند انداخت.

۱٫ مصرف همزمان E/C/A + Yohimbe

ECA بیانگر افدرین، کافئین و آسپرین است. این ترکیبات برای کاهش وزن و به عنوان محرک مورد استفاده قرار می‌گیرند. در سال ۱۹۹۸ در یک مطالعه از افراد چاق و دارای اضافه وزن خواسته شد ضمن مصرف ترکیبی افدرین، کافئین و Yohimbe به فعالیت ورزشی بپردازند. محققان دریافتند اضافه کردن تنها ۱۰ میلی گرم Yohimbe موجب افزایش فشار خون و ضربان قلب و کاهش کارایی قلب در پمپاژ خون می‌شود.

این ترکیب بار اعمال شده بر قلب حین فعالیت یا ورزش را افزایش داد که نهایتاً منجر به حمله قلبی یا سکته شد. اما مصرف افدرین و کافئین به تنهایی همچین عوارضی را در پی نداشت. پس نتیجه آن شد برای حفظ سلامتی از مصرف هر گونه مکمل در بازار که این مواد را همزمان در خود دارند یا هر ترکیبی مثل این مواد خودداری کنید.

۲٫ مصرف همزمان E/C/A + L-carnitine

زمانی که افدرین یا ECA مصرف می‌کنید، بدن شما به جای ذخیره کالری به عنوان چربی آن را به گرما تبدیل می‌کند. همچنین کافئین به تنهایی سطح آدرنالین خون را بالا می‌برد که نهایتاً منجر به افزایش لیپولیز (شکست چربی‌ها) می‌شود. اما به منظور اینکه بدن این فرایند را شروع کند کافئین تپش قلب را باید بالا ببرد. به این دلیل است افرادی با مشکلات قلبی یا فشار خون نباید محصولات دارای افدرا را مصرف کنند.

همچنین به منظور انتقال اسیدهای چرب از طریق غشاء سلول به میتوکندری‌ها، جایی که به عنوان انرژی مورد استفاده قرار می‌گیرند، ال-کارنیتین موجب افزایش تپش قلب می‌شود. بنابراین اگر این مکمل‌ها را در یک دوره مصرف می‌کنید خطر حمله قلبی را در خود افزایش داده‌اید. کاهش چربی بدن خوب است اما از دست دادن سلامتی وحشتناک است. پس بهتر است این مواد را با هم مصرف نکنید.


۳٫ + L-carnitine Yohimbe

همانطور که قبلاً گفته شد ال-کارنتین ضربان قلب را بالا می‌برد. همچنین Yohimbe اثر عمده‌ای بر سطح نورآدرنالین خون دارد. حدس بزنید این به چه معنی است؟ Yohimbe سیستم عصبی مرکزی را تحریک می کند و این امر موجب افزایش ضربان قلب استراحت می‌شود. بنابراین ما در مورد دو ماده که هر دو اثر زیادی بر ضربان قلب می‌گذارند صحبت کردیم. پس هرگز آنها را با هم در یک دوره مصرف نکنید.

۴٫ کراتین و چربی سوزها

قبلاً اشاره شد کراتین و کافئین را همزمان مصرف نکنید اما مسئله مهمتری از این وجود دارد. در مورد یکی از اثرات مهمی که کراتین در بدن دارد فکر کنید. کراتین موجب احتباس و نگهداری آب درون سلول عضلات می‌شود. اکنون در مورد یکی از اعمال مهم کافئین فکر کنید. کافئین باعث تکرر ادرار می شود. پس از یک طرف شما مجبور به نوشیدن زیاد آب به دلیل مصرف کراتین هستید اما از طرف دیگر به دلیل مصرف کافئین مجبور به دفع ادرار زیاد در طول روز می باشید. نتیجه نهایی کم آبی بدن و گرفتگی عضلات است.

۵٫ پروهورمون + E/C/A (یا هر نوع محصول چربی سوز)

در این قسمت می‌خواهیم در مورد یکی از خطرناک‌ترین ترکیبات صحبت کنیم. ECA یا هر نوع محصول دارای کافئین، ال-کارنیتین یا Yohimbe تپش و ضربان قلب را بالا می‌برد. در مورد پروهورمون‌ها چطور؟ زمانی که پروهورمون مصرف می‌کنید به دلیل افزایش سطح تستسترون دوست دارید سخت‌تر تمرین کنید. یکی از عوارض جانبی مصرف پروهورمون رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز است.

عملکرد اولیه پروهورمون‌ها افزایش تستوسترون است. چربی سوزها باعث افزایش ضربان قلب می‌شوند. نتیجه نهایی چه می‌شود؟ مصرف دو یا چندین مکمل که همزمان باعث پر تپشی قلب می شوند. توصیه متخصصان این است که این مکمل‌ها را با هم مصرف نکنید. هیچ وقت دو ماده‌ای که همزمان ضربان قلب را افزایش می‌دهند مصرف نکنید. این گونه مواد بهتر است در دو سیکل یا دوره متفاوت مصرف شوند.

اهداف را مشخص کنید. اگر هدف اول شما چربی سوزی است پس دوره اول چربی سوز مصرف کنید و در دوره دوم به فکر مکمل‌های عضله ساز باشید. اگر هدف شما عضله سازی است پس در دوره اول مکمل عضله ساز و در دوره دوم چربی سوز مصرف کنید. به مکمل‌ها یا منابعی که مدعی هستند همزمان با چربی سوزی، عضله سازی هم در بدن انجام می‌شود باور نکنید. نکته مهم در این زمینه این است که هیچ وقت سلامتی خود را به خطر نیندازید.

منتشرشده در دوره های مربیگری و کارگاه های دانش افزایی, عمومی, موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب اصفهانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دومین دوره مربیگری شاهین شهر، شهریور ۱۳۹۸

دومین دوره مربیگری شاهین شهر در سال ۱۳۹۸ با شرکت بیش از ۷۰ نفر داوطلب به میزبانی هیات ورزش همگانی شهرستان با تدریس بنده به پایان رسید. امید است این عزیزان در مسیر ارتقای ورزش و سلامت همگانی شاهین شهر، بیش از گذشتگان ساعی باشند و توام با حفظ ارزش های اخلاقی در جهت اعتلای نام شهرستان تلاش نمایند.

👇👇👇

منتشرشده در دوره های مربیگری و کارگاه های دانش افزایی, عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب

لینک ثبت نام دوره کارشناسی پیوسته بدون کنکور در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی موسسه آموزش عالی راغب اصفهانی:

Register1.sanjesh.org/sarasariup

منتشرشده در عمومی, موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب اصفهانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

فرایندگرایی در مقابل نتیجه گرایی

در سیستم آموزشی ما گمان بر آن است که ریاضی، دینی، اخلاق، فیزیک، شیمی، طبیعی، حرفه و فن، و … را می شود ذهنی آموزش داد. در نتیجه، بچه ها در انشاء می نویسند «گل ها را باید بوئید و نه چید و پژمرده کرد»، اما در پارک گل ها را می چینند تا همزمان با گل ها، حرف خود و اخلاق را لگد کوب کنند. چرا؟ چون در درس طبیعی یاد می گیرند کِشت گُل و عمل آوردن آن ساده است، تخم را بکار و آب بده و تمام، گل خودش می روید! بچه های ما کم کم یاد گرفته اند که اخلاق و علم برای نمره است و بس. کار به دانشی نیاز دارد که وقتی مشغول آن شدی از همکاران فرا خواهی گرفت! پس این باور عمومی است که «کسب مدرک مهمتر است تا درک مطلب» و این موجب وجود مراکز رسمی و غیر رسمی مدارک فروشی شده است. .. در این سخن توضیح داده می‌شود که چرا و چگونه نتیجه گرایی فرایند گرایی را قربانی کرده و چرا کسب مهارت های زندگی و شغلی در محیط آموزشی ما محال است.عقب افتادگی در توسعه موجب شد که پدران ما در توسعه نظام آموزشی جدید شتاب زده عمل کنند. بنابراین، برای آنها اصل شد «آموزش ذهنی و انتزاعی مفاهیم». گمان اجداد ما بر این بود که ریاضی علمی است انتزاعی باید آن را ذهنی محض آموزش داد. فرض شد «یک مساوی است با یک» و بنابراین همه می فهمند که آدم ها هم با هم برابرند. دین و اخلاق هم که در سنت آموزشی ما از ابتدا کلامی محض بود. معلم آنها عالم با تقوایی بود که از هیاهوها و دردسرهای کار و زندگی مردم به دور بود . پس در مدارس مدرن، اخلاق هم شد درسی کاملا ذهنی. کافی است بچه ها از همه بشنوند و از صمیم قلب بنویسند «علم بهتر است از ثروت»، «تقوا بهتر است از مقام و قدرت طلبی»، «عدل بهتر است از ظلم»، «دوستی بهتر است از دشمنی»، و «علی ع بهتر است تا معاویه» تا دین و اخلاق آنها درست شود! چه نیازی به تعامل اجتماعی و محیط بازی تا بچه ها در آن عملا اخلاق را پیاده کنند و مهارت های اجتماعی را کسب کنند؟ به همین سبک و سیاق فیزیک و شیمی و طبیعی و حرفه و فن را هم ذهنی محض آموزش دادیم. ابتدا بخاطر بودجه قید آزمایشگاه را زدیم. بعد که بودجه آمد و آزمایشگاه ها را بنا کردیم، دیدیم خیلی وقت گیر است و دردسر نگهداری و مشکلات خاص خودش را دارد. گفتیم ولش کن، این چه کاری است که بچه ها تک تک خودشان آزمایش کنند!؟ ممکن است اشتباه کنند و کلی مواد هدر می رود. به علاوه، نتیجه آزمایش هم که خطا می شود و دردسرهای ما هم زیادتر. خودمان آزمایش می کنیم و نتیجه اش را به بچه ها می گوییم حفظ کنند. پس، در درس گل کاری به بچه ها گفتیم گل یاس را می توان از طریق قلمه زنی کاشت. قلمه را در خاک بکار و دو روز یک بار یک لیوان آب بده و تمام، بعد از دو ماه گلی بسیار زیبا داریم. آن گاه بچه هایی که در انشاء همگی نوشته بودند «گل ها را باید بوئید و نه چید و پژمرده کرد»، در پارک گل ها را می چیدند تا هم زمان با گل ها، اخلاق را لگد کوب کنند و حرفی را که با قلم خود نوشته بودند را زیر پا بگذارند. جون در ذهن بچه های ما کِشت گُل و عمل آوردن آن ساده بود،قلمه می خواست و آب می خواست و بس! این را در درس طبیعی یاد گرفته بودند. گل کاری در ذهن و باور بچه های ما کاری بسیار ساده بود؛ عشق و حوصله، هنر و سلیقه، و تخصص و زحمت نمی خواست. بچه های ما در مدرسه عملا ساده انگاری و قدر ناشناسی و دو رویی (چیزی را روی کاغذ بنویس و کار دیگری را در عمل بکن) را یاد گرفته بودند. چند نسل گذشت و بچه های ما کم کم یاد گرفتند که علم ذهنی فرا گرفته شده در مدارس به هیچ کارشان نمی آید. در ریاضی خوانده بودند یک مساوی است با یک، اما در جهان واقع هیچ یکی ندیده بودند که مساوی داشته باشد. از خودشان می پرسیدند «کجا دو انسان مساوی داریم؟» اگر آدم ها مساوی هستند، پس چه نیازی به کسب علم و زحمت تقوا؟ و هرگز فرصتی نبود تا در مدرسه این سوال ها را بپرسند. آنها یاد گرفتند که شعارهای اخلاقی و دینی هم برای نمره گرفتن است و بس. مگر در دکان نانوایی و یا هیچ مغازه دیگری می توان علم یا تقوا داد و نان گرفت؟ بچه های ما فرصت نداشتند تا تجربه هایی را داشته باشند که در آنها علم و تقوا مابه ازای دنیایی و ثمره شیرینِ ملموس داشته باشد! این ثمرات همیشه حواله داده می شد به آخرت و بس! اما بچه هایی که ثمرات دنیایی برای درس های خود نمی دیدند، چگونه به ثرات اخروی باور پیدا کنند؟ درس های علمی مدرسه و دانشگاه حتی سر کار هم به کار نمی آمدند. بچه های ما معتقد شدند کار هم به دانشی نیاز دارد که وقتی مشغول آن شدی از همکاران فرا خواهی گرفت! پس دانشگاه هم فقط یک چیزش به درد می خورد، مدرکش! حالا دیگر باور عمومی این بود که «کسب مدرک مهمتر است تا درک مطلب». و به این منوال کم کم مراکز رسمی و غیر رسمی مدارک فروشی را راه انداختیم. بچه های ما از دانشگاه فقط سه چیز می خواستند، مدرک! و مدرک! و مدرک!

اینها همه آفت نتیجه گرایی است. در سیستم ما، نتیجه گرایی آفتی شده که فرایند گرایی را قربانی کرده! نتیجه گرایی لذت بردن از آموزش را از یاد برده! آموزش را با شکنجه توام کرده! و کسب مهارت های زندگی و شغلی در محیط آموزشی ما را محال کرده است. سیستم آموزشی نتیجه گرا گمان می کند وقتی بچه بگوید «علم بهتر است تا ثروت» یا «تقوا بهتر است تا مقام» کار تمام است و سیستم به هدف اخلاقی خود رسیده است. سیستم متوجه نیست که با این روش، «روح نتیجه گرایی» در بچه ها تزریق می شود. چون بچه ها مطالب را حفظ می کنند و می گویند، صرفا تا مدرک (نتیجه مد نظر خودشان) برسند. سیستم متوجه نیست که ۱۲ تا ۲۰ سال از زندگی بچه ها را به نابودی می کشد برای آموزش نفاق، بردگی و سراب های علمی.

به قلم دکتر وحید ذولاکتاف

t.me/dr_saeidrostami

منتشرشده در دل نوشته, عمومی, فوتبال | دیدگاه‌تان را بنویسید: