پیام تبریک سلطانی‌فر به ساحلی‌بازان پرافتخار

وزیر ورزش و جوانان در پیامی صعود تیم ملی فوتبال ساحلی به نیمه نهایی جام جهانی را تبریک گفت.

به گزارش وبسایت نود و به نقل از پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، در پی صعود تاریخی ملی‌پوشان فوتبال ساحلی کشورمان به نیمه نهایی جام جهانی فوتبال ساحلی ۲۰۱۷ باهاما، در متن پیام مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان آمده است:

«ملی پوشان سرفراز فوتبال ساحلی جمهوری اسلامی ایران؛

موفقیت به یادماندنی‌تان در صعود به جمع ۴ تیم برتر جهان، فریاد لیاقت، توانمندی و شایستگی‌های جوانان این مرز و بوم درآوردگاه حساس سواحل اطلس بود.

اینجانب به خوبی به خاطر دارم در آخرین روزهای سال گذشته و آن زمانی که پیام تبریک قهرمانی‌تان را در قاره کهن به رشته تحریر در آوردم از فوتبال ساحلی ایران عزیز به عنوان یکی از قطب‌های جهان یاد کردم و خوشحالم با گذشت کمتر از سه ماه، نمایش در خور و فراموش ناشدنی‌تان ضمن تأیید این نگاه، تاریخ فوتبال این مرز و بوم را ورق زده است و این تیم برای نخستین بار در جمع ۴ تیم برتر جهان قرار گرفت.

این موفقیت بزرگ را به ملی‌پوشان، کادر فنی، خانواده‌های گرامی‌شان و جامعه فوتبال تبریک و شادباش می‌گویم و خوشحالم در روزهای افتخارآفرینی ورزش ایران زمین، برگ زرین تازه‌ای به افتخارات ورزش میهن‌مان افزون شد».

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

تیم ملی فوتبال ساحلی ایران در جمع ۴ تیم برتر دنیا

تیم ملی ایران بامداد امروز در برابر سوئیس نایب قهرمان اروپا قرار گرفت و موفق شد با پیروزی ۴-۳ به جمع ۴ تیم برتر جهان راه پیدا کند.
تیم ملی ایران وقت اول را با تک گل زیبای محمد احمدزاده به پایان رساندند تا امیدها برای صعود بیش از پیش شود در وقت دوم نیز بازهم محمد احمد زاده برای تیم ملی ایران گلزنی کرد تا اختلاف ۲ برابر شود اما تیم ملی سوئیس در این وقت موفق شد ۳ گل دیگر وارد دروازه ایران کند و در مجموع از یوزهای ایرانی جلو بیفتد.

در آخرین وقت نیز و در حالی که تنها ۵۷ ثانیه تا پایان بازی باقی مانده بود، سید علی نظام موفق شد گل تساوی بخش را بزند و بازی را به وقت اضافه بکشاند.
در وقت اضافه نیز پیمان حسینی ستاره تیم ایران بود و محمد علی مختاری موفق شد گل برتری ایران را در فاصله ۵۲ ثانیه مانده به پایان بازی به ثمر برساند و تیم ملی ایران به جمع ۴ تیم برتر دنیا برسد، با توجه به پیروزی تاهیتی برابر پاراگوئه در مرحله یک چهارم نهایی، تیم ملی فوتبال ساحلی کشورمان در مرحله نیمه نهایی از ساعت ۲۳:۳۰ روز شنبه (۱۶ اردیبهشت) به مصاف تاهیتی خواهد رفت و در صورت پیروزی در آن بازی به فینال جام جهانی خواهد رسید.

ارسال شده در فوتبال | ۲ پاسخ

۹ دستاورد بزرگ برانکو برای پرسپولیس

چند روز پیش همکاری پرسپولیس و برانکو دو ساله شد؛ همکاری ای که بسیار موفقیت آمیز بوده و طرفین برای ادامه دادن به آن هیچ تردیدی ندارند. سرمربی کروات سابق تیم ملی کشورمان در اواخر لیگ چهاردهم سکان هدایت پرسپولیس را برعهده گرفت و در همان مدت کم، نتایج خوبی به دست آورد؛ پیروزی در دربی و صعود به مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان، بی شک دید هواداران پرسپولیس به سرمربی جدیدشان را مثبت کرد اما کار اصلی برانکو برای فصل بعدی بود. او با چند خرید معقولانه تیمش را بست و باوجود قرارگرفتن در قعر جدول هیچگاه ناامید نشد و در پایان لیگ قبلی نیز به دلیل تفاضل گل کمتر قهرمانی را از دست داد! امسال اما پرسپولیسِ او به تکامل رسیده و  با اختلاف ۱۱ امتیازی در صدر هستند و به زودی  جشن قهرمانی خواهند گرفت.

 

اما همکاری دو ساله ی پرسپولیس و برانکو چه دستاوردهایی برای قرمرهای پایتخت داشته است؟!

 
۱٫ «پرسپولیسِ مدرن» هدیه برانکو به فوتبال ایران

پرسپولیس حتی وقتی در رده شانزدهم جدول هم بود چشم‌نواز بازی می‌کرد و شاید همین مساله اعتماد هوادارانش و همراهی آنها را در پی داشت تا حالا که با صدرنشینی بلامنازع لیگ عنوان قهرمانی را کسب کرده این عملکرد را ادامه دهد. نمایش‌ آنها همیشه هجومی و تماشاگرپسند است و از مهم ترین دلایل استقبال طرفداران از بازی تیم‌شان، همین عملکرد تماشاگرپسند می‌باشد. برانکو، معمار «پرسپولیسِ مدرن»، با اتخاذ برنامه مدون و مناسب و خرید بازیکن معقولانه، مهم‌ترین نقش را در بالا بردن نجومی کیفیت پرسپولیس داشته است. البته پیشکسوتان دهه ۶۰ پرسپولیس نیز به این موضوع اذعان دارند و حتی علی پروین در نقل قولی گفته که این تنها پرسپولیسی است که مرا یاد تیم دهه ۶۰ می اندازد!

 
۲٫ آمارها سخن می گویند!

آمار امتیازگیری و گل خورده و زده سرخ ها نشان دهنده کیفیت بالای تیمشان است. پرسپولیس در این فصل تنها ۱۰ گل خورده و ۳۹ گل زده و با ۶۲ امتیاز و میانگین بیش از ۲ امتیاز در طول لیگ در آستانه ثبت رکوردی جاودانه است. آن ها در هر بازی بیش از یک گل زده اند و کمتر از نیم گل خورده اند و میانگین امتیاز ۲٫۲۹ را ثبت کرده اند! بدون شک اگر مهاجمان این تیم دقت بیشتری داشتند، تیمِ برانکو پتانسیل ثبت رکورد تاریخی در گلزنی را هم داشت.

 

 
۳٫ احیای مسلمان، کشف انصاری و ارتقای چند ده بازیکن!

مسلمانی که جام جهانی نوجوانان را تجربه کرده و سرشار از استعداد بود کم کم از یادها می رفت اما با پیوستن به پرسپولیس و تمرین زیر نظر برانکو به گواه کارشناسان به بهترین هافبک بازیساز ایران تبدیل شد. محمد انصاری که به عنوان بازیکن تستی و از سر ناچاری به پرسپولیس آمد، به مدافعی در قواره تیم ملی بدل شد و ستارگانی چون رضاییان، طارمی، کامیابی نیا، احمدزاده و… نیز زیر نظر پروفسور، پیشرفت های محسوس داشتند. بی شک در این مقطع تنها برانکو بود که می توانست این کارها را انجام دهد!

 

 

۴٫ غریبگی با شکست
پرسپولیسی که ۱۲ شکست در فصل داشت به برانکو سپرده شد و او تیمی ساخته که تنها ۳ بار شکست خورده است! آن ها در سال ۹۵ چهار بار طعم باخت را تجربه کرده اند و این یعنی هر سه ماه ۱ شکست که آماری فوق العاده به حساب می آید! پرسپولیسِ برانکو با شکست غریبه شده و این ادعا را جنگندگی سرخپوشان تا آخرین لحظه برای فرار از شکست ثابت می کند. پرسپولیس در دربی ۸۳، بازی با پدیده در مشهد (فصل قبل و این فصل) و بسیاری دیگر از مسابقات، با تلاش در آخرین لحظات از شکست گریخته و این نشان می دهد شاگردان ایوانکوویچ باخت را باور ندارند!

 

 
۵٫ بُرد به جای باخت

آن ها هرچه با باخت غریبه اند با برد آشنایند! تیمِ ساخته ی برانکو از دقیقه یک برای پیروزی به میدان می رود و تا آخرین لحظه نیز برای رسیدن به این هدف تلاش می کند. پرسپولیس فصل قبل ۱۶ برد کسب کرد اما آن ها حالا در فاصله ۳ هفته تا پایان رقابت ها، ۱۹ برد دارند و در بدبینانه ترین حالت و باتوجه به بازی های آسان، به ۲۰ برد در یک فصل خواهند رسید!

 

 
۶٫ بی انضباطی و حاشیه ممنوع!

پرسپولیس در لیگ چهاردهم سراسر بی انضباطی بود. یک روز مهاجم تیم پس از تعویض به سرمربی دهن کجی می کرد و یک روز دروازه بان تیم پس از قرارنگرفتن در ترکیب از اردو قهر می کرد! ستاره خوش تکنیک هم در تمرین خمیازه می کشید تا ثابت کند احساس مسئولیتی نسبت به تیم ندارد! برانکو در چنین شرایطی پرسپولیس را در اختیار گرفت و در کنار مدیریت آرام این تیم، سر و سامانی به وضعیت تیمش داد. امروز در یکی از بزرگترین تیم های آسیا نه این حواشی و بی انضباطی وجود نداشته باشد اما اگر هم باشد با مدیریت سرمربی تیم حل خواهد شد. حالا کسی پس از تعویض ناراحتی خود را ابراز نمی کند و اعتراضی هم به نیمکت نشینی ندارد و برانکو نیز مصاحبه ای نمی  کند که تیمش را به حاشیه سوق بدهد.

 

 
۷٫ آشتی با ورزشگاه

پرسپولیس به عنوان پرطرفدارترین تیم ایران آسیا چند سالی را در افول سپری کرد. اگرچه شمار هواداران آن ها هیچگاه از ۱۰ ۱۵ هزار نفر کمتر نشد اما همین آمار هم برای تیم پرسپولیس ناامیدکننده بود. اولین دربی برانکو نیمی از سکوهای پرسپولیس خالی بود و دربی اخیر، جا برای سوزن انداختن در جایگاه پرسپولیسی ها وجود نداشت! آن ها بلیت استقلالی ها را هم خریده بودند تا بتوانند نمایش «پرسپولیس مدرن» را تماشا کنند. برانکو تیمی را ساخت که با نمایش های جذاب، هواداران را با ورزشگاه آشتی داد؛ حالا برای پرسپولیسی ها فرقی نمی کند حریف چه تیمی باشد و قیمت بلیت چقدر باشد! آن ها به ورزشگاه می آیند تا ۹۰ دقیقه حامی تیم محبوبشان باشند.

 

 
۸٫ تیم ملی، پرسپولیس، نزدیکی دوباره!

پرسپولیسی که جام جهانی ۹۸ بیشترین نماینده را داشت، در جام ملت های ۲۰۱۵ تنها یک نماینده داشت و او محمدرضا خانزاده بود که جایگزین بیگ زاده مصدوم شده بود! اما حالا سرخ ها در هر اردو بین ۶ تا ۹ ملی پوش دارند و بازیکنانی چون رفیعی و مسلمان نیز استحقاق حضور در تیم ملی را دارند. پروژه نزدیکی پرسپولیس و تیم ملی از دو سال پیش کلید خورد و حالا به تکامل رسیده است!

 

 
۹٫ پرسپولیس با ژنتیک تغییر یافته!

از دهه هفتاد به بعد ژنتیک پرسپولیس طوری تغییر کرده بود که نه جام گرفتن بلد بود و نه زیبا بازی کردن! خیل عظیم هوادارانی داشت که به جام های متعدد و بُردهای بزرگ در گذشته دلخوش بودند و تیمشان توانایی پیروزی بر تیم های معمولی را هم نداشت. اما برانکو به پرسپولیس آمد و همه چیز را عوض کرد! فوتبال زیبا را به چمن آزادی برگرداند، استادیوم ها را پُر کرد و پرسپولیس را پرسپولیس کرد! حالا ژنتیک سرخ ها عوض شده؛ آن ها به بُرد عادت کرده و در زمان شکست هم حامی تیمشان هستند و از تصمیمات نفر اول تیم یعنی برانکو حمایت می کنند! شاید اگر ده سال پیش سرمربی پرسپولیس بازیکنی چون رضاییان را از پرسپولیس اخراج می کرد، هواداران اجازه نشستن روی نیمکت را به مربی نمی دادند اما حالا _به جز فن ها رضاییان_ کسی اعتراضی به آقای سرمربی ندارد و این موضوع را با حضور گسترده در بازی با پیکان و الریان نشان دادند.

این پرسپولیس فارغ از رنگ ها تیم خوبی است. تیمی که می تواند در میادین بین المللی نیز موفق عمل کند. اما به این شرط که مدیران پشت برانکو قایم نشوند و از محبوبیت او استفاده ابزاری نکنند! حامی او باشند و دستش را در پوست گردو نگذارند؛ چه کسی می توانست با ۱۴ بازیکن پرسپولیس را ۳ هفته زودتر قهرمان کند؟!

منبع:

http://www.varzesh3.com/news/1408948/9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

کارگاه آموزشی فوتبال ساحلی در کاشان

به همت هیئت فوتبال شهرستان کاشان، کارگاه آموزشی فوتبال ساحلی با تدریس علی نادری و سعید رستمی مربیان تیم ملی فوتبال ساحلی به منظور آشنایی مربیان شهرستان کاشان با شیوه های نوین مربیگری در فوتبال ساحلی در سالن اجتماعات شهید شکرریز در روز جمعه ۲۵ فروردین ماه برگزار شد.

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

آقای طارمی؛ بزرگ شو

شاید یکی از نقدهای چند وقت اخیر به بازی پرسپولیس در لیگ قهرمان آسیا به این برمی گشت که شاگردان برانکو در آسیا در قامت یک تیم بین المللی چهره نمایان نمی کنند و اردوگاه سرخ آنی که باید باشد نیست.

فارغ از زیبایی ها، التهاب ها،هیجانات شب گذشته که لذت وصف ناشدنی را برای آنهایی که در ورزشگاه آزادی از نزدیک بازی را نظاره کردند به وجود آورد نمایش پرسپولیس گواه این بود که مثل همه ادواری که بر این تیم گذشته این احساس است که ستون شیوه بازی تیم را تشکیل می‌دهد و البته این مقصرش نه برانکو است و نه سیستمی که برانکو برای بازی تیمش در نظر گرفته است.

فوتبال احساسی ایران است که باید خود را از این شرایط رها کند و این نشان می دهد با یک برانکو در پرسپولیس و در فوتبال ایران بهار نمی شود. دیروز بازیکنان پرسپولیس درست است که بارها هواداران خود را نیم خیز کردند تا از شادی به هوا بپرند اما بیش از هر چیزی این الریان و لادروپ بود که برنده این بازی بودند. تیمی که در هیچ یک از دقایق بازی اسیر و عبیر حملات سرخپوشان نشدند و به جای باختن خود مقابل این همه تماشاگر که در قطر نیمی از آن هم درخواب نمی بینند، نشدند. آنها به جای شوک شدن و وا دادن آموخته بودند که از تک موقعیت های خود چنان استفاده کنند که قلب هواداران حریف بایستد و همگان هم دیدند که حملات پایانی الریان به شدن بر حملات پرسپولیس چربید و شاید باید گفت تیرک دروازه حسابی دلش برای برانکو سوخت و حسابی برای او سنگ تمام گذاشت.

اما با همه این صحبت ها پرسپولیس می توانست برنده بازی باشد اگر مهدی طارمی بزرگی می کرد. اگر طارمی بزرگ فکر می کرد. اگر این بازیکن نسل جدید فوتبال ایران تفکراتش را عوض می کرد. البته اصلا نمی خواهیم خلط مبحث کنیم و بی منطق و بی محابا همه چیز را سر طارمی خراب کنیم که این قطعا هم بی انصافی است هم سفسطه اما طارمی باید بزرگ شود و بداند بزرگ بودن به حرکات نمایشی نیست. او باید یاد بگیرد در تیم کی‌روش هم بخواهد فیکس بماند نیازی به این ندارد در تیم باشگاهی اش این طور رخ نمایی کند که در نهایت همه چیز به ضرر او و تیمش تمام شود. طارمی اگر می خواهد بزرگ شود باید مسیر دیگری را برای خود انتخاب کند. هیچ گاه برای تغییر دیر نیست. برای ضربه چیپ زدن همیشه فرصت هست.

گفتیم که طارمی را نمی خواهیم مقصر کامل بدانیم از این جهت که در پرسپولیس تمام امید گلزنی به این بازیکن ختم می شود و ناخودآگاه چنین وظیفه سنگینی نیازمند خیلی موارد و شرایط است که مشخصا طارمی همه این موارد را ندارد. شاید رونالدوی پرتغالی هم بود با این همه هجمه راه دروازه را گم می کرد.

قطعا تیز انتقادات به سمت سایر بازیکنان در پست های مختلف و هم پستی ها طارمی وارد است مثلا جایی که علی علیپور با وجود نیروی جوانی و توانایی خلق موقعیت را از خود گرفته است و بی دقتی را هم چاشنی کار خود می کند یا سروش رفیعی که از خود اصلی اش دور مانده است.

مساله دیگر به نیمکت نحیف و لاغر پرسپولیس باز می گردد. همان دردی که از خیلی وقت پیش به مسئولان باشگاه گوشزد شده بود اما افسوس که مشاوره های غلط به مدیریت سرخ ها باعث شد تا آنها به جای شنیدن این انتقادها  آنها را مغرضانه بخوانند و امروز در لیگ قهرمانان آسیا بیش از هر زمان دیگری نشان داده شد که نیمکت پرسپولیس هرگز به اندازه یک تیم قهرمان و یک تیم مدعی در آسیا نیست و برانکو باید با این داشته های نه چندان پر زرق و برقش بسازد. البته برانکو هم می توانسته به جای محافظه کاری گاهی از لاک خود بیرون می آمده و نسبت به نوع یارگیری باشگاه انتقاد کند. در هر صورت مسئولیت نتایج فنی پرسپولیس با برانکو است و در جریان بازی الریان قطر هوادار به این فکر نمی کند که چرا نیمکت پرسپولیس ناجی ندارد بلکه به این فکر می کنند برانکو برای برون رفت از گره چه در چنته دارد. شاید توقعی ناعادلانه باشد. جایی که مسئولان باشگاه باید پاسخگو باشند همه نگاه ها به سرمربی است و به همین دلیل می گوییم برانکو گاهی باید فریاد بزند آنچه باعث عقب افتادن تیمش می شود.

منبع:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960121001655

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

🔴اجی مجی های “۹۰”!

تلویزیون هنوز هم “جعبه ی جادو” است؛ اما نه به این دلیل ابتدایی و شگفت انگیز که آدم ها و تصاویر، درسته درون آن جای می گیرند و حرکت می کنند و برایمان شکلک درمی آورند، نه، امروز این “جعبه” که دیگر چندان هم جعبه نیست، می تواند به بهترین شکل جادو کند، جادویی احمقانه، زیرکانه و در عین حال، منطقی.
ورد “اجی مجی” در این رسانه محصول دو عنصر اساسی است، زبان و تصویر. دو عنصری که اگر کار با آن ها را استاد باشید، از کلاه شعبده دیگر نه تنها کبوتر و خرگوش، که الاغی چهار نعل هم می توان درآورد و مقابل چشمان بهت زده ی تماشاگر، پالان کرد.
برای اثبات ماجرا، جای دوری نمی رویم، تحلیل تبلیغات، سریال ها و اخبار تلویزیون به وقت و فرصت خود، آخرین برنامه ی پربیننده “نود” را در نظر بگیرید؛ کار مثل همیشه با شوخی ها و رفتارهای غیرعادی مجری استارت می خورد؛ کمی از مشکلات “پخش زنده” ی تلویزیونی نوحه خوانی می شود و تکرار اینکه هر لحظه ممکن است چراغی خاموش شود و برق استودیو به کلی به فنا رود. کمی می خندید و آماده ی ادامه ی ماجرا می شوید؛
“سوال نظرسنجی” طبق روال هر هفته بر روی صفحه نقش می بندد و درست از همین جا جادوی زبان شروع به کار می کند:

🔺سوال: “مهمترین عامل موفقیت تیم ملی ایران؟” و لیستی از گزینه ها ارائه می شود:

🔸انسجام ساختار دفاعی
🔸انضباط و مقابله با بازیکن سالاری
🔸ثابت بودن ترکیب اصلی
🔸جوان گرایی
🔸روحیه ی شکست ناپذیری

کار دیگر در همین جا تمام شده است و عوامل برنامه و سازنده ی آن به هدف خود رسیده اند؛ دیگر مهم نیست به کدام گزینه رای خواهید داد؛ در قدم اول شما به “موفقیت” تیم رای داده و شاهد شده اید و در قدم دوم، به شما لیستی پنچ گانه از شاخص های این “موفقیت”، برای شریک شدن با دیگران مخالف، حقنه شده است. به هر گزینه که رای بدهید، به “موفقیت” تیم رای داده اید و چهار گزینه ی دیگر را نیز تایید کرده اید.

اما آیا این گزینه ها، گزینه های “موفقیت تیم” و “بازیکنان” آن است؟ متاسفانه باید بگویم خیر!
هر پنج گزینه ی مذکور، هیچ نشانی از یک “تیم موفق” ندارند و تنها نمایانگر تک بعدی یک “سرمربی موفق” هستند. گزینه ها را بار دیگر مرور کنید، هر پنج گزینه در باطن خود مرهون و وابسته ی شخص “سرمربی” و “سیاست” ها و مدیریت بی نقص اویند.
در اینجا اوست که “نظم” را به تیم آورده، “بازیکن سالاری”(بخوانید حذف رحمتی از تیم) را اجرا کرده، “جوان گرایی” را مد، به دفاع تیم ملی “ساختار” بخشیده و با ژست های آخر بازی، “روحیه ی شکست ناپذیری” را تقویت می کند.
حال اگر همین رسانه به هر دلیلی می خواست “عامل موفقیت” را از سرمربی تیم دریغ کند، می توانست گزینه ها را برایتان اینگونه ردیف کند:

🔸لیگ منظم داخلی
🔸قرار گرفتن در گروه آسان
🔸وحدت بازیکنان
🔸لژیونرهای تیم
🔸استقبال هواداران پرشور

در اینجا به روشنی می توان “قدرت زبان” در “دستکاری ذهن مخاطبان” را نشان داد؛ مخاطب مشتاق و حرفه ای را نیز با این ترفند به راحتی می توان بازی داد و دنبال نخود های رنگین فرستاد.
اما کار به همین جا ختم نمی شود، در همین برنامه ی آخر، نظرسنجی دیگری در سایت برنامه پی ریزی می شود؛

سوال: آیا با تصمیم “برانکو ایوانکویچ” در “کنار گذاشتن” “رامین رضائیان” از “پرسپولیس” “موافق هستید”؟

این سوال به شدت آبستن “قدرت زبان” و “نشانه” است؛
مجری از اختلاف دو مربی باخبر است، در جریان مقایسه ی مردمی دو مربی در نحوه ی عملکرد و حقوق و مزایا قرار دارد و زمان را مناسب می بیند. شرایط چنین است:

تیم پرسپولیس “دربی” را “باخته”، بازی آخر را نیز “واگذار” کرده و “تهدید” تیم های “دیگر” را پشت سر خود می بیند. در ابتدا نام مربی به طور کامل آورده می شود، “برانکو ایوانکوویچ” و نه “برانکو”ی خالی! چرا که باید “خارجی” بودن و به خصوص “صرب” بودن او در ذهن مخاطب شکل بگیرد و آوردن برانکوی خالی، می تواند ایجاد “صمیمیت” و “نزدیکی” کند. در سمت دیگر و در تقابل با آن، می گوید “پرسپولیس”، حتا نمی گوید “تیم پرسپولیس” چرا که می داند پیشوند “تیم” آن را از حالت معرفه به نکره نزدیک کرده و می تواند از احساس نزدیکی و صمیمیت هوادار بکاهد.
در کنار این المان های زبانی، از “بازیکن سالاری” حرفی به میان نمی آورد، آنگونه که در سوال نخست استفاده شده است، و با آوردن نام بازیکن، که هوادار او را دوست دارد، دستکاری ذهن را آغاز می کند. در واقع پرسش از یک حالت “سوبژکتیو” و خنثی، به حالتی “ابژکتیو” و عینی تغییر هویت می دهد و باعث “هم ذات پنداری” در مخاطب “هوادار” و “نگران” از عدم قهرمانی تیم می شود.

ضربه ی آخر اما در انتهای جمله زده می شود؛ در جاییکه می گوید: “موافق هستید”؟
این یک اصل روانشناسی اجتماعی است، اگر شما سوال خود را با چنین فرمول و چنین فعلی از دیگران بپرسید، نتیجه کار به سود شما خواهد بود؛ چراکه پاسخ دهنده در همان اواسط جمله در ذهن خود ابراز “مخالف” کرده و او را ناگهان با “موافق بودن” مواجه می کنید؛ این فرمول به خوبی جواب می دهد و پاسخ در بیشتر مواقع “خیر” خواهد بود. شما می توانید در بازاریابی و مراودات اجتماعی نیز از آن استفاده کنید.

حالا بیایید همان سوال را به گونه ی دیگر طرح کنیم:

آیا شما با مبارزه با “بازیکن سالاری” در پرسپولیس “مخالف” هستید؟

جواب اکثریت به طور یقین “خیر” خواهد بود؛ چرا که ذهن مخاطب سریعا در برابر ترکیب بدنام “بازیکن سالاری” گارد خواهد گرفت و در انتهای جمله، خود را از مخالفت با “فعل خوب”، مبرا خواهد کرد.
مثال های زیادی از سوالات نظرسنجی و دستکاری های اینچنینی ذهن مخاطبان در برنامه ی نود لیست کرده ام که اگر عمر و وقتی باشد، با شما در میان خواهم گذاشت.
تا آن زمان نود را ببینید، کلاهتان را بچسبید و مچ کارگزاران آن را بگیرید.

منبع: کانال دکتر رضا شجیع

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

ورزشکار سفیر می شود، عضو شورای شهر نشود؟

⚜️سال هاست برداشتمان از ورزش نوعی فعالیت جسمانی در جهت پیشبرد سلامتمان است. سال هاست ورزشکاران را الگوهای مثال زدنیِ جامعه می‌دانیم و چهار چشمی حواسمان به آن ها است. ⚜️اگر رفتار ورزشکار باب میل ما…

⚜️سال هاست برداشتمان از ورزش نوعی فعالیت جسمانی در جهت پیشبرد سلامتمان است.

سال هاست ورزشکاران را الگوهای مثال زدنیِ جامعه می‌دانیم و چهار چشمی حواسمان به آن ها است.

⚜️اگر رفتار ورزشکار باب میل ما باشد می شود گل سر سبد جامعه و همه جا از وی تعریف می کنیم و نُقل محافلمان می شود، اما اگر خطایی از او سر بزند، شروع می کنیم به سر زنش کردن و تاختن به او، چرا که ورزشکاران را افراد تأثیر گذاری در جامعه و زندگی خود می دانیم. ولی دوست داریم ورزشکاران را در قامت همان ورزشکار نگه داریم، دوست داریم تا آخر عمرش برایمان همان ورزشکار بماند، چرا که باورمان از ورزشکار فقط ورزش کردن است، اما نمی دانیم که ورزشکاران نیز مانند تمام مردم جامعه حق زندگی کردن دارند، حق دارند آنگونه که دوست دارند زندگی کنند، حق دارند برای آرزو و امیال خود تلاش کنند تا بتوانند زندگی کنند.

⚜️مردم فکر می کنند یک فرد ورزشکار به غیر از ورزش کردن کار دیگری بلد نیست، فکر می کنند اگر ورزش نکند نمی تواند کار دیگری انجام دهد، اما این یک تصور غلط بیش نیست، چرا که ورزشکاری که الگوی تأثیر گذار جامعه نامیده می شود، از سبک زندگی و رفتار وی تقلید می شود و برای همه افراد مثال زدنی است می تواند بهتر و بیشتر به جامعه و مردم خود خدمت کند.

⚜️زمانی که یک ورزشکار می تواند در تار و پود جامعه رخنه کند و به افکار و حتی مسیر زندگی جامعه جهت دهد، چرا نمی تواند برای تصمیم گیری های بزرگتر جامعه خویش پا به میدان بگذارد؟

⚜️درست حدس زدید، هدف از نوشتن این یادداشت حمایت از ورود ورزشکاران یا افراد تحصیل کرده حوزه ورزش به انتخاب شورای شهر است. برای ثبت نام در انتخابات شورای شهر محدودیت هایی از جمله سطح مدرک تحصیلی، سن، عدم سوء پیشینه وغیره وجود دارد اما هیچ منعی برای حضور پزشک، مهندس، ورزشکار و سایر اقشار جامعه وجود ندارد.

⚜️همانگونه که یک هنرمند، پزشک یا مهندس راه و ساختمان می تواند برای انتخابات​ شورای شهر ثبت نام کند، ورزشکار تحصیل کرده هم می تواند ثبت نام کند و با علم و دانش خود در جهت پیشبرد سلامت جامعه از طریق ورزش شهروندی به مردم کمک کند.

⚜️چگونه یک ورزشکار می تواند سفیر یونسکو، یونیسف، محیط زیست و غیره باشد اما نمی‌تواند عضو شورای شهر باشد؟ در روزها اخیر صحبت هایی در جامعه رواج پیدا کرده مبنی بر اینکه ورزشکار را چه به شورای شهر! شورای شهر تخصص می خواهد و چه و چه و چه…

⚜️همان‌قدر که تخصص یک وکیل، مهندس، پزشک، هنرمند، روحانیون و غیره برای ورود به شورای شهر مفید است، ورود یک فرد ورزشی نیز مفید خواهد بود. چگونه زندگی و رفتار یک ورزشکار را الگو قرار می‌دهیم اما تصمیم گیری وی برای شهر را منکر می شویم؟

⚜️زمان آن فرا رسیده که نگرش خود را نسبت به ورزشکار و شورای شهر تغییر دهیم و باور کنیم که فرد منتخب در شورای شهر دارای سمت سیاسی نخواهد شد، چراکه شورای شهر مکانی برای تجمیع عموم افراد جامعه است و همانگونه که سیاسیون وارد آن می شوند، ورزشکار هم می تواند به آن وارد شود.

⚜️حال تصمیم با شماست تا با انتخاب اصلح حداقل یک فرد ورزشکار، زمینه را برای پویایی ورزش و سلامت شهروندی هموار کنید.
منبع:
http://isfahansport.net/other/435-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%8C-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

وقتی پسر خجالتی بزرگ شد…

تغییر چهره آدم ها چنان تدریجی شکل می گیرند که بندرت جزئیات شان را به خاطر می سپاریم. ولی تغییر چهره لیونل در یادمان ماند. لیونل از آن پسرک موبلند و مو صاف بدل شد به مردی با موهای کوتاه رنگ شده. از پسری که بازیگوشانه دنبال توپ می دوید بدل شد به مردی که در ماموریت دشواری دنبال توپ می دوید. این تغییر آرام آرام شکل گرفت، آهسته آهسته، مثل یک استحاله تدریجی، مثل یک دیزالو بلند، با این وصف در یادمان ماند. او برای همه همان پسرک خجالتی بود که بی ادعا پا به میدان می گذاشت و ماموریتش را ورای وظایفش به نحو خیره کننده ای انجام می داد. انجام می داد و به خانه بازمی گشت تا بازی بعد. برای همه پسرک خجالتی بود که توپ طلا را با تبسم کودکانه آمیخته به شرم در کت و شلوارهایی که بر تنش زار می زدند بالا می برد. یک بار. دو بار. سه بار. چهار بار. پنج بار… همان پسرک خجالتی که همه آرزو می کردند او را کنار افراد خانواده شان ببینند. همان اطراف. همیشه و همه جا.

 

در لیونل چیزی زمینی و ملموس جاری بود. چیزی هیاهوهای رسانه ای چهره های معروف را به هیچ گرفته بود. لیونل آنتی تز کریستانو رونالدو بود. آنتی تز خیلی ها. نه دمدمی مزاج بود و نه نق می زد. اگر توپ طلا را نمی گرفت علیه زمین و زمان حرف نمی زد. اگر هم تیمی هایش در آستانه دروازه به او توپ را نمی سپردند فریاد نمی کشید. اگر با تکل های خشن حریفان به زمین می غلطید زیر لب ناسزا نمی گفت… ولی لیونل خجالتی بزرگ می شد. مرد می شد. موهایش صاف نمی ماندند. پاییز پارسال بود که لیونل در طی دیدار با والنسیا رو به یکی از طرفداران والنسیا ناسزاهای تندی بر زبان . آورد (همان دیداری که بارسا ۲-۳ پیروز شد). بر زبان آورد تا لب خوان ها با خیره شدن به تصاویر ضبط شده اش ناسزاهایش را لب خوانی کنند. یک بار. دو بار. سه بار… تا رسانه های اسپانیایی بنویسند “پسر خونسرد دیگر خونسرد نیست”.

 

 

 

سرانجام آن روز فرا رسید تا تغییر چهره “لیونل خجالتی به لیونل شورشی” کامل شود. تا تصویر عصیان و خشم او را تمام و کمال ببینیم. با پیراهن ملی. رو به داور برزیلی کنار دیدار آرژانتین و شیلی. پس از خطای خشنی که ژان بیسژور روی او انجام داد. احتمالا باید از لیونل به عنوان فرد فاصله می گرفتیم و او را در نمای کلی تیمش می دیدیم. باید به او نگاه می کردیم و سیمای آرژانتین به تنگ آمده را دوره می کردیم. این که شورش او چندان بی دلیل هم نبوده. این که آرژانتین با همه آن بازیکنان بزرگ هر بار جان کرده پرواز کند به زمین غلطیده. تیمی شده خو گرفته به رتبه دوم. چه در جام جهانی و چه در آمریکای جنوبی.

 

لیونل خسته شده بود. کلافه و بی حوصله. لیونل با پیراهن ملی در پایان کوپا آمه ریکا ۲۰۱۶ وداع کرده بود. او کمی بعدتر برابر سیل “لیو نرو، لیو ما را تنها نگذار” تسلیم شده بود. برابر درخواست موریسیو ماکری رئیس جمهور آرژانتین که او را هدیه آسمانی برای آرژانتینی ها خوانده بود. برابر درخواست شهردار بوینس آیرس که از مجسمه او رونمایی کرده بود. برابر راه پیمایی ها. برابر خواهش ها و تمناها.

 

لیونل بازگشته بود. با شخصیتی تغییر کرده. مردمان کشورش همیشه نق می زدند لیونل با پوشیدن پیراهن ملی آرام می گیرد. بدون شور بازی می کند. لیونل بازگشته بود و برابر شیلی ترکیب “آرژانتینی جنگجو” گرفته بود، شخصیت یک یاغی را، یک سرکش را. مثل دیگو مارادونا. در عتاب و خشم لیونل نشانه هایی از ال دیگو را می دیدیم. او تک گل دیدار با شیلی را زد. برابر حریفی که گربه سیاه آرژانتین شده بود… ولی دوربین ها نه صحنه آن گل، بلکه صحنه دشنام دادنش به داور سیاهپوش را نشان می دادند. بارها و باره. چهره او با موی سیاه و ریش طلایی آمیخته به سرخش را که شبیه نقاشی ها بود تا مسی که می شناختیم. لب خوان ها استودیوهای تلویزیونی را پر کردند تا ثابت کنند جمله ” la concha de tu madre ” را بر زبان آورده. یکی از دشنام های تند در آرژانتین را. لیونل خبر محرومیتش را در زمان طعنه آمیزی دریافت می کرد. در شش ساعت مانده به دیدار با بلیوی. دیداری که آرژانتین ۰-۲ شکست می خورد.

 

 

 

چهار جلسه محرومیت هم سختگیرانه و هم نه. نایل تیلور ولزی که چند روز پیش پای سیماس کلمن ایرلندی را در همان مسابقات مقدماتی جام جهانی شکسته بود و احتمالا زندگی ورزشی کلمن را به پایان رسانده بود فقط با سه جلسه محرومیت روبرو شد و مسی که سابقه ای در بر زبان آوردن دشنام و عتاب نداشته با چهار جلسه محرومیت. او قیمت معروفیت و محوبیتش را هم می پرداخت. مگر نیمار که طی دیدار برزیل – کلمبیا در کوپا آمه ریکا ۲۰۱۵ پس از سوت پایان کارت قرمز گرفت و طی رسیدن تا رختکن داور را تهدید کرده بود با چهار جلسه محرومیت روبرو نشده بود؟

 

از دریچه سرنوشت تیم ملی آرژانتین غیبت لیونل ضربه مهلکی خواهد بود. او در شش دیدار مقدماتی جام جهانی که به میدان رفته، چهار گل زده و آرژانتین ۱۵ امتیاز از ۱۸ امتیاز را کسب کرده. در حالی که آرژانتین بدون او در هشت بازی فقط ۸ امتیاز از ۲۴ امتیاز را کسب کرده. سه بازی بعدی آرژانتین برابر اروگوئه (و لوییز سوارز)، ونوزوئلا و پرو انجام خواهند شد و ستاره های تیم باید بدون لیونل کشتی دستخوش طوفان را به کرانه های روسیه نزدیک کنند. غیبت آرژانتین در روسیه که از ۱۹۷۰ به بعد در همه جام های جهانی حضور داشته عجیب خواهد بود و مترادف با پایان حضور لیونل. لیونل در دوران برگزاری جام جهانی ۳۱ ساله خواهد بود. یک مرد بزرگ جاافتاده… اما دریچه دیگری ورای رفتن یا نرفتن آرژانتین به جام جهانی بازمی ماند. دریچه خاطره های ما. همان خاطره هایی که زمزمه می کردند ای کاش لیونل خجالتی، خجالتی باقی می ماند. ای کاش بیقراری نمی کرد. خشمگین نمی شد. عصیان نمی کرد… حیف، ولی همه بزرگ می شدند. همه، حتی لیونل خجالتی.

حمیدرضا صدر

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

وارونگی مثلث میانی تیم ملی

یکی از ویژگی های تیم ملی ایران در دوره مربی گری کی روش تغییرات مکرر ترکیب بازیکنان از یک بازی به بازی دیگر بوده است ولی تغییر مهره ها اجبارا به معنی تغییر سیستم تاکتیکی نیست.
در بخشی از رزومه مربیان دنیا به سیستم تاکتیکی ترجیحی آنها اشاره می شود. کارلوس کی روش همچون خوزه مورینیو و بسیاری از مربیان پرتغالی متخصص شیوه بازی ۴-۲-۳-۱ شناخته می شود. ترکیبی با ۴ مدافع خطی، دو هافبک دفاعی، سه هافبک نفوذی و یک مهاجم نوک. او به این سیستم وفادار است ولی با توجه به مسئولیت پذیری بازیکنان و شناختی که آنها در ترکیب تیم ملی پیدا کرده اند، به دنبال آن است که آنرا روز به روز سیال تر کند تا جایی که حتی از دست بردن در ساختار سیستم تیم نیز هراسی ندارد.
فوتبال ایران تحت تاثیر استانکو پوکله پوویچ، نزدیک به یک دهه، روی به یک سازمان دفاعی سه نفره و سیستم ۳-۵-۲ آورد. سازمانی که میروسلاو بلاژیویچ تغییری در آن نداد و از آن در تمام بازی های ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ استفاده کرد. بلاژویچ  در این راه ناکام ماند و اگر چه برزیل  با همین ۳-۵-۲ قهرمان جهان شد ولی اکثر کشورها کم کم با این شیوه خداحافظی کردند و دفاع ۴ نفره خطی با حضور دو هافبک دفاعی در زمین تبدیل به متداول ترین شکل از ساختار دفاعی در دنیا شد.
تا اینکه یک کروات دیگر که به دلیل دستیاری چیرو در تیم ملی کرواسی و ایران، آشنایی کامل با فوتبال ما داشت سازمان دفاعی ایران را متحول کرد. در آستانه بازی های آسیایی ۲۰۰۲، برانکو ایوانکوویچ با علم به اینکه مسئولان فدراسیون ایران همیشه و در هر تورنمنتی نتیجه گرا هستند، جرات نکرد که در بدو ورودش به ایران اینبار به عنوان سرمربی تیم ملی امید دست به ساختاری بزند که ایرانی ها در همه باشگاه ها سال ها به آن عادت کرده بودند. ولی بعد از قهرمانی با امیدها در پوسان، برانکو یک خانه تکانی بزرگ کرد. از بیستم مهرماه سال ۱۳۸۲ و پیروزی ۳-۰ ایران مقابل زلاندنو در چلنج کاپ آسیا-اقیانوسیه باید به عنوان نقطه شروعی نه فقط برای بازگشت فوتبال ایران به دفاع ۴ نفره بلکه سازمانی با دفاعی خطی و با دو هافبک دفاعی یاد کرد.
آن روز مجید جلالی که به عنوان مفسر بازی به صدا و سیما دعوت شده بود، در بین دو نیمه نتوانست شگفتی خود را از این تحول رادیکال پنهان کند: “مدت زمان و تمرین زیادی لازم است تا این شکل از بازی در بین بازیکنان جا بیفتد و آنها به درستی در این سیستم توجیه شوند”. به هر حال این سیستم در تیم ملی جواب داد و باشگاه های لیگ تازه برتر شده ایران نیز یک به یک آنرا به اجرا گذاشتند.
وقتی از هافبک دفاعی حرف می زنیم، در واقع از بازیکنی صحبت می کنیم، فیزیکی و مخرب که کمتر تمایل به فانتزی دارد. حال نگه داشتن دو هافبک دفاعی در حالی که پشت آنها چهار دفاع است اجبارا به قیمت حذف عنصری ریزنقش تر در زمین خواهد بود.تحولی که در عین حال هم موجب استحکام بیشتر دفاع تیمی می شد و هم از جذابیت هایی که بیش از یک دهه به آن عادت کرده بودیم می کاست.
با ورود کی روش اینبار با ابعاد دیگری از دفاع تیمی آشنا شدیم و باشگاه های ما نیز در کنار تیم ملی ایران پیشرفت بزرگی در ساختار دفاعی داشته اند. در آنالیز بعد از بازی با قطر به دو نوع سیستم ۴-۳-۳ با نوک بالا و نوک پایین اشاره کردیم. ۴-۲-۳-۱ همیشگی کارلوس کی روش که در زمان حمله به ۴-۳-۳ با نوک بالا تبدیل می شود به این شکل است:

 
سیستم ایران مقابل چین
همانطور که در تصویر می بینید در دو سمت قاعده این مثلث، دو هافبک دفاعی قرار دارند و در نوک آن پست ۱۰ یا هافبک بازیساز. از آنجایی که بازیکنان تیم ملی ایران در این سیستم به یک نوع اشراف و پختگی رسیده اند، مدتی است که کارلوس کی روش با توجه به آنالیز و توانایی های تیم های حریف، آزادی بیشتری به یکی از دو هافبک دفاعی داده است و حتی در تعریف منطقه و شعاع حرکتی آنها نیز تغییراتی اعمال کرده است. از بازی با ازبکستان شاهد بودیم که حاج صفی نیم خط جلوتر بازی می کند و مسئولیت عزت اللهی به پوشش نیمه راست زمین جلوی مدافعین خلاصه نمی شود. ولی همیشه یک پست ۱۰ چون اشکان دژاگه یا مسعود شجاعی در نوک این مثلث قرار می گرفت یا به عبارتی نوک مثلث میانی را رو به بالا می برد.

 


اما در بازی با قطر برای نخستین بار سعید عزت اللهی مسئولیت یک هافبک مرکزی واقعی را بر عهده داشت، خبری از دژآگه ، شجاعی یا هیچ پست ۱۰ دیگری در تیم نبود. دو سمت قاعده مثلث را جهانبخش و حاج صفی تشکیل می دادند و نوک آن به سمت عزت اللهی رو به پایین بود:

 

 
سیستم ایران مقابل قطر

 

کی روش که چند روز قبل از بازی با قطر از نزدیک شاهد شکست پرسپولیس با شیرین کاری های تاباتا در ورزشگاه جاسم بن حمد بود، درس های زیادی از این بازی گرفت. مغز متفکر الریان و تیم ملی قطر چابک تر از آن بود که پرسپولیس با توپ گردانی در میانه میدان و تنها با یک هافبک دفاعی(کامیابی نیا) بتواند از پس مهار او و سوریا برآید. از طرفی غیبت اشکان دژاگه که پست ۱۰ اول کی روش محسوب میشود، خطر را در نبردهای فیزیکی مرکز زمین افزایش می داد. از این رو سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران تصمیم گرفت برای حذف خط میانی قطر از جریان بازی، دست به “تعویض سیستم” بزند. در دوحه همه مدافعین و مثلث میانی نوک پایین تیم ملی وظیفه داشتند بلافاصله پس از تصاحب توپ با ارسال های بلند ۳ مهاجم گلزن تیم ملی را در تمام عرض زمین قطر راه بیندازند.
اما بازی با چین در آزادی از جنس دیگری بود. کی روش که از تاکتیک های سفت و سخت دفاعی لیپی آگاه بود، در کنفرانس مطبوعاتی پیش از بازی از صبر و حوصله صحبت کرد: “لازم باشد ۸۰ دقیقه دفاع می کنیم”. او بر خلاف آدرس غلطی که پیش از بازی با قطر به فوساتی داد(“ما عجله ای برای برد نداریم ولی قطر عجله دارد”)، اینبار طرف صحبتش نه مارچلو لیپی بلکه هواداران تیم ملی ایران بود. تماشاگرانی که باید حوصله دیدن پاس های کوتاه بازیکنان را در میانه میدان با بازیسازی شجاعی برای پیدا کردن روزنه ای در دفاع چند لایه چینی ها می داشتند.
برخلاف بازی با قطر، امید ابراهیمی در عقب زمین مسئولیت پوشش نیمه راست زمین را به عهده داشت و در عین حال هنگام نفوذهای عزت اللهی باید حواسش به نیمه چپ هم جمع می بود. سعید عزت اللهی دیگر آن هافبک دفاعی مرکزی نبود و وظیفه داشت علاوه بر پوشش نیمه سمت چپ دفاعی ایران، نفوذ کند، پرس کند و گاهی اوقات تا محوطه هجده قدم حریف پیشتازی کند ولی هنگام دفاع باید در کنار امید ابراهیمی قرار می گرفت.
در سیستم ۴-۲-۳-۱ هم در فاز حمله نهایتا با اضافه شدن طارمی از چپ و جهانبخش از راست به قوچان نژاد ما به وضعیت ۴-۳-۳ می رسیم با این تفاوت که در مقایسه با ۴-۳-۳ نوک پایین، بال ها مسئولیت های دفاعی سنگین تری دارند.
** در سال های اخیر شاهد بازگشت دفاع سه نفره ولی خطی با مربیانی چون کونته در سطح اول جهان هستیم.
** در بازی با قطر از دقیقه ۷۰ به بعد و با ورود مسعود شجاعی و امید ابراهیمی به زمین، سیستم ایران به همان ساختار همیشگی اش برگشت.
** در بازی با چین بعد از خروج جهانبخش از زمین، مهدی طارمی جای خود را به وحید امیری داد و خودش به سمت راست رفت.

منبع:
http://www.varzesh3.com/news/1405282/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C

ارسال شده در فوتبال | ۲ پاسخ

دروازبان برتر لیگ دسته اول فوتسال کشور

 

اولین متن سال جدید رو با انرژی می نویسم. امروز خیلی خوشحالم بابت انتخاب “محمد نویدبخش” دروازه بان فعلی تیم رعدپدافند و دوست چندساله خودم که تونست با پشتکار و تلاش خستگی ناپذیرش به عنوان دروازه بان برتر لیگ دسته اول فوتسال کشور انتخاب بشه…این انتخاب هم کار خودش رو سخت میکنه در ادامه مسیر ورزشی و هم اینکه توقعات ما رو ازش خیلی خیلی بالاتر میبره. جا داره از همه مربیانی که تا امروز براش زحمت کشیدن تشکر کنم و یه خسته نباشید واقعی به دوست و مربی خودش آقای سطوت بگم. کسی که انصافا حق زیادی به گردنش داره. انتخاب “سهر محمدی” عزیز رو هم بعنوان دروازبان برتر لیگ برتر فوتسال کشور به خودش و مربی توانمندش، آقای همدانی تبریک میگم.

منبع:

http://futsalcasa.com/fa/?p=32314

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید: