مصرف همزمان کدام مکمل های ورزشی با هم ممنوع است؟

مکمل‌ های زیادی با اهداف متفاوت توسط شرکت‌های مختلفی تولید و روانه بازار می شوند. برخی از ورزشکاران برای تسریع در روند پیشرفت خود و بدون اطلاع از نحوه مصرف و ترکیب آن ها به مصرف این مکمل‌ها روی می‌آورند. در این مطلب سعی شده است اطلاعات جامع و مفیدی در مورد مصرف همزمان مکمل هایی که نباید با هم مصرف شوند جمع‌آوری شود.

در مورد منع مصرف همزمان مکمل ها، دو دسته مکمل وجود دارند: اول مکمل‌هایی که نباید همزمان با هم مصرف شوند زیرا کارایی کامل آنها دچار اختلال می‌شود و دوم مکمل‌هایی را شامل می‌شود که نباید در یک دوره با هم مصرف شوند زیرا احتمال به وجود آمدن برخی عوارض جانبی وجود دارد.

علم می‌گوید بسیاری از مواد هستند که با همدیگر خوب عمل نمی‌کنند (مواد معدنی، ویتامین‌ها، آمینواسیدها که برای جذب بهتر با همدیگر رقابت می‌کنند). اما در این مطلب مجله علم ورزش بر اساس حقایق علمی درباره مواد حیاتی‌تر یا در مورد ترکیبات مکمل‌ها که باید از آن ها دوری کنید، بحث می کند. 

تداخل مکمل ها مکمل‌هایی که نباید همزمان با هم مصرف شوند

۱٫ کلسیم، روی + منیزیم

کلیسم جذب روی و منیزیم را متوقف می‌کند، بنابراین مصرف همزمان آن‌ها باعث تداخل در جذب می‌شود. شاید شما بگوید که ما کلسیم مصرف نمی‌کنیم پس این مطلب به ما چه ربطی دارد؟ اما حقیقت این است همه پروتئین وی، پروتئین سویا و پروتئین شیر موجود در بازار حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی گرم در هر هر وعده مصرف کلسیم دارند و اگر آنها را با شیر مخلوط کنید حدود ۵۰۰ میلی گرم کلسیم به دست می‌اید. پس بهتر است هنگام صرف آخرین وعده پروتئین قبل از خواب از مصرف روی و منیزیم خودداری کنید.

برای حل این موضوع می توانید ۱ الی ۲ ساعت قبل از خواب وعده پروتئینی را صرف کنید یا پروتئین تخم مرغ را جایگزین پروتئین وی کنید. پروتئین تخم مرغ فاقد هرگونه کلسیم است. پس می‌توانید پروتئین تخم مرغ را با خیال راحت با آب یا آب میوه صرف کرده و پس از گذشت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه قرص روی و منیزیم را مصرف کنید.


۲٫ مصرف کراتین با کافئین

مصرف همزمان کراتین و کافئین را در یک زمان را متوقف کنید. یک تیم از محققان بلژیکی اثر مصرف همزمان کراتین و کافئین را بررسی کردند. محققان ۹ مرد که به طور منظم ورزش می‌کردند را به خدمت گرفتند اما این افراد در سطح حرفه‌ای ورزش نبودند. هر مرد تحت سه رژیم به صورت هفتگی به صورت اتفاقی قرار گرفتند. برنامه زمانبندی به صورت زیر بود:

  • ۱٫ بارگیری کراتین به مدت ۶ روز، مصرف ۰٫۵ گرم کراتین مونوهیدرات به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن.
  • ۲٫ مصرف قرص‌های دارونما به مدت ۶ روز.۳٫ بارگیری کراتین به مدت ۶ روز به اضافه مصرف یک دوز کافئین در صبحانه در ۳ روز آخر بارگیری کراتین.
  • دوز کافئین ۵ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن (برای مرد ۷۰ کیلوگرمی به اندازه ۳ فنجان قهوه سنگین یا ۷ فنجان چایی) بود.
  • سطح کراتین فسفات (cp) عضلات قبل و بعد از هر رژیم اندازه گیری شد. به علاوه، یک سری تست برای اندازه گیری نیروی عضلانی توسط آزمودنی‌ها از طریق تمرین باز کردن زانو انجام شد. وقتی مکمل کراتین مورد استفاده قرار گرفت قدرت عضلات زانو به طور معناداری افزایش یافت اما در مورد مصرف همزمان کراتین و کافئین حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ اگرچه مکمل کراتین-کافئین سطح cp عضلات نسبت به دارونما را افزایش داد، نسبت به مصرف کراتین هیچ افزایش عملکردی در آزمودنی‌ها دیده نشد.
  • راه حل: بهتر است اگر بعد از صبحانه تمرینات با وزنه انجام می‌دهید، کافئین را در این زمان کلاً فراموش کنید. اگر بعدازظهر تمرین می‌کنید از مصرف کافئین بعد از نهار خودداری کنید. سعی کنید برای کسب بهترین نتیجه ۴ الی ۵ ساعت بین مصرف کراتین و کافئین فاصله بیاندازید. (کافئین نسبت به دیگر محرک‌ها بیشتر در بدن می‌ماند. نصف کافئین یک فنجان که می‌نوشید ساعت‌ها بعد از مصرف در عروق بدن موجود است). پس در فاز بارگیری کراتین مصرف کافئین را به مدت ۴ الی ۵ روز فراموش کنید.

۳٫ ویتامین E و آهن

آهن، ویتامین E را از بین می‌برد. پس مصرف همزمان این دو مکمل را متوقف کنید.

۴٫ مس و روی

دو مواد معدنی دیگر که بهتر است با هم مصرف نشوند مس و روی هستند. زمانی که این دو مکمل با هم مصرف شوند روی با مس رقابت می‌کند. پس این دو ماده معدنی را جدا از هم مصرف کنید.

مصرف کراتین با گلوتامین

در گذشته باور بر این بده مصرف همزمان کراتین و گلوتامین  به دلیل اینکه به حامل‌ها و ناقل‌های یکسانی در بدن وابسته هستند، درست نیست و زمانی‌ که این دو مکمل با هم مصرف شوند برای وصل شدن با حامل‌ها به رقابت می‌پردازند و یکی برنده شده و دیگری بازنده می‌شوند.

راه حل پیشنهادی نیز این بود که شما به سادگی می‌توانید با فاصله زمانی ۲ ساعت این دو مکمل را مصرف کنید. بسیاری از بدنسازها قبل از تمرین و قبل از خواب ال-گلوتامین و کراتین را در صبح و بعد از تمرین مصرف می‌کنند. با این روش به بدن فرصت کافی داده می‌شود تا هر مکمل به طور جداگانه جذب شود.

دسته دوم: مکمل‌هایی که نباید در یک دوره مصرف شوند

توجه کنید در این قسمت در مورد مکمل‌هایی که اگر با هم مصرف شوند نتیجه خوبی نخواهند داد صحبت نمی‌شود بلکه در مورد مکمل‌هایی صحبت خواهد شد که اگر با هم مصرف شوند سلامتی بدن را به خطر خواهند انداخت.

۱٫ مصرف همزمان E/C/A + Yohimbe

ECA بیانگر افدرین، کافئین و آسپرین است. این ترکیبات برای کاهش وزن و به عنوان محرک مورد استفاده قرار می‌گیرند. در سال ۱۹۹۸ در یک مطالعه از افراد چاق و دارای اضافه وزن خواسته شد ضمن مصرف ترکیبی افدرین، کافئین و Yohimbe به فعالیت ورزشی بپردازند. محققان دریافتند اضافه کردن تنها ۱۰ میلی گرم Yohimbe موجب افزایش فشار خون و ضربان قلب و کاهش کارایی قلب در پمپاژ خون می‌شود.

این ترکیب بار اعمال شده بر قلب حین فعالیت یا ورزش را افزایش داد که نهایتاً منجر به حمله قلبی یا سکته شد. اما مصرف افدرین و کافئین به تنهایی همچین عوارضی را در پی نداشت. پس نتیجه آن شد برای حفظ سلامتی از مصرف هر گونه مکمل در بازار که این مواد را همزمان در خود دارند یا هر ترکیبی مثل این مواد خودداری کنید.

۲٫ مصرف همزمان E/C/A + L-carnitine

زمانی که افدرین یا ECA مصرف می‌کنید، بدن شما به جای ذخیره کالری به عنوان چربی آن را به گرما تبدیل می‌کند. همچنین کافئین به تنهایی سطح آدرنالین خون را بالا می‌برد که نهایتاً منجر به افزایش لیپولیز (شکست چربی‌ها) می‌شود. اما به منظور اینکه بدن این فرایند را شروع کند کافئین تپش قلب را باید بالا ببرد. به این دلیل است افرادی با مشکلات قلبی یا فشار خون نباید محصولات دارای افدرا را مصرف کنند.

همچنین به منظور انتقال اسیدهای چرب از طریق غشاء سلول به میتوکندری‌ها، جایی که به عنوان انرژی مورد استفاده قرار می‌گیرند، ال-کارنیتین موجب افزایش تپش قلب می‌شود. بنابراین اگر این مکمل‌ها را در یک دوره مصرف می‌کنید خطر حمله قلبی را در خود افزایش داده‌اید. کاهش چربی بدن خوب است اما از دست دادن سلامتی وحشتناک است. پس بهتر است این مواد را با هم مصرف نکنید.


۳٫ + L-carnitine Yohimbe

همانطور که قبلاً گفته شد ال-کارنتین ضربان قلب را بالا می‌برد. همچنین Yohimbe اثر عمده‌ای بر سطح نورآدرنالین خون دارد. حدس بزنید این به چه معنی است؟ Yohimbe سیستم عصبی مرکزی را تحریک می کند و این امر موجب افزایش ضربان قلب استراحت می‌شود. بنابراین ما در مورد دو ماده که هر دو اثر زیادی بر ضربان قلب می‌گذارند صحبت کردیم. پس هرگز آنها را با هم در یک دوره مصرف نکنید.

۴٫ کراتین و چربی سوزها

قبلاً اشاره شد کراتین و کافئین را همزمان مصرف نکنید اما مسئله مهمتری از این وجود دارد. در مورد یکی از اثرات مهمی که کراتین در بدن دارد فکر کنید. کراتین موجب احتباس و نگهداری آب درون سلول عضلات می‌شود. اکنون در مورد یکی از اعمال مهم کافئین فکر کنید. کافئین باعث تکرر ادرار می شود. پس از یک طرف شما مجبور به نوشیدن زیاد آب به دلیل مصرف کراتین هستید اما از طرف دیگر به دلیل مصرف کافئین مجبور به دفع ادرار زیاد در طول روز می باشید. نتیجه نهایی کم آبی بدن و گرفتگی عضلات است.

۵٫ پروهورمون + E/C/A (یا هر نوع محصول چربی سوز)

در این قسمت می‌خواهیم در مورد یکی از خطرناک‌ترین ترکیبات صحبت کنیم. ECA یا هر نوع محصول دارای کافئین، ال-کارنیتین یا Yohimbe تپش و ضربان قلب را بالا می‌برد. در مورد پروهورمون‌ها چطور؟ زمانی که پروهورمون مصرف می‌کنید به دلیل افزایش سطح تستسترون دوست دارید سخت‌تر تمرین کنید. یکی از عوارض جانبی مصرف پروهورمون رفتار پرخاشگرانه و خشونت آمیز است.

عملکرد اولیه پروهورمون‌ها افزایش تستوسترون است. چربی سوزها باعث افزایش ضربان قلب می‌شوند. نتیجه نهایی چه می‌شود؟ مصرف دو یا چندین مکمل که همزمان باعث پر تپشی قلب می شوند. توصیه متخصصان این است که این مکمل‌ها را با هم مصرف نکنید. هیچ وقت دو ماده‌ای که همزمان ضربان قلب را افزایش می‌دهند مصرف نکنید. این گونه مواد بهتر است در دو سیکل یا دوره متفاوت مصرف شوند.

اهداف را مشخص کنید. اگر هدف اول شما چربی سوزی است پس دوره اول چربی سوز مصرف کنید و در دوره دوم به فکر مکمل‌های عضله ساز باشید. اگر هدف شما عضله سازی است پس در دوره اول مکمل عضله ساز و در دوره دوم چربی سوز مصرف کنید. به مکمل‌ها یا منابعی که مدعی هستند همزمان با چربی سوزی، عضله سازی هم در بدن انجام می‌شود باور نکنید. نکته مهم در این زمینه این است که هیچ وقت سلامتی خود را به خطر نیندازید.

منتشرشده در دوره های مربیگری و کارگاه های دانش افزایی, عمومی, موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب اصفهانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دومین دوره مربیگری شاهین شهر، شهریور ۱۳۹۸

دومین دوره مربیگری شاهین شهر در سال ۱۳۹۸ با شرکت بیش از ۷۰ نفر داوطلب به میزبانی هیات ورزش همگانی شهرستان با تدریس بنده به پایان رسید. امید است این عزیزان در مسیر ارتقای ورزش و سلامت همگانی شاهین شهر، بیش از گذشتگان ساعی باشند و توام با حفظ ارزش های اخلاقی در جهت اعتلای نام شهرستان تلاش نمایند.

👇👇👇

منتشرشده در دوره های مربیگری و کارگاه های دانش افزایی, عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب

لینک ثبت نام دوره کارشناسی پیوسته بدون کنکور در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی موسسه آموزش عالی راغب اصفهانی:

Register1.sanjesh.org/sarasariup

منتشرشده در عمومی, موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی راغب اصفهانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

فرایندگرایی در مقابل نتیجه گرایی

در سیستم آموزشی ما گمان بر آن است که ریاضی، دینی، اخلاق، فیزیک، شیمی، طبیعی، حرفه و فن، و … را می شود ذهنی آموزش داد. در نتیجه، بچه ها در انشاء می نویسند «گل ها را باید بوئید و نه چید و پژمرده کرد»، اما در پارک گل ها را می چینند تا همزمان با گل ها، حرف خود و اخلاق را لگد کوب کنند. چرا؟ چون در درس طبیعی یاد می گیرند کِشت گُل و عمل آوردن آن ساده است، تخم را بکار و آب بده و تمام، گل خودش می روید! بچه های ما کم کم یاد گرفته اند که اخلاق و علم برای نمره است و بس. کار به دانشی نیاز دارد که وقتی مشغول آن شدی از همکاران فرا خواهی گرفت! پس این باور عمومی است که «کسب مدرک مهمتر است تا درک مطلب» و این موجب وجود مراکز رسمی و غیر رسمی مدارک فروشی شده است. .. در این سخن توضیح داده می‌شود که چرا و چگونه نتیجه گرایی فرایند گرایی را قربانی کرده و چرا کسب مهارت های زندگی و شغلی در محیط آموزشی ما محال است.عقب افتادگی در توسعه موجب شد که پدران ما در توسعه نظام آموزشی جدید شتاب زده عمل کنند. بنابراین، برای آنها اصل شد «آموزش ذهنی و انتزاعی مفاهیم». گمان اجداد ما بر این بود که ریاضی علمی است انتزاعی باید آن را ذهنی محض آموزش داد. فرض شد «یک مساوی است با یک» و بنابراین همه می فهمند که آدم ها هم با هم برابرند. دین و اخلاق هم که در سنت آموزشی ما از ابتدا کلامی محض بود. معلم آنها عالم با تقوایی بود که از هیاهوها و دردسرهای کار و زندگی مردم به دور بود . پس در مدارس مدرن، اخلاق هم شد درسی کاملا ذهنی. کافی است بچه ها از همه بشنوند و از صمیم قلب بنویسند «علم بهتر است از ثروت»، «تقوا بهتر است از مقام و قدرت طلبی»، «عدل بهتر است از ظلم»، «دوستی بهتر است از دشمنی»، و «علی ع بهتر است تا معاویه» تا دین و اخلاق آنها درست شود! چه نیازی به تعامل اجتماعی و محیط بازی تا بچه ها در آن عملا اخلاق را پیاده کنند و مهارت های اجتماعی را کسب کنند؟ به همین سبک و سیاق فیزیک و شیمی و طبیعی و حرفه و فن را هم ذهنی محض آموزش دادیم. ابتدا بخاطر بودجه قید آزمایشگاه را زدیم. بعد که بودجه آمد و آزمایشگاه ها را بنا کردیم، دیدیم خیلی وقت گیر است و دردسر نگهداری و مشکلات خاص خودش را دارد. گفتیم ولش کن، این چه کاری است که بچه ها تک تک خودشان آزمایش کنند!؟ ممکن است اشتباه کنند و کلی مواد هدر می رود. به علاوه، نتیجه آزمایش هم که خطا می شود و دردسرهای ما هم زیادتر. خودمان آزمایش می کنیم و نتیجه اش را به بچه ها می گوییم حفظ کنند. پس، در درس گل کاری به بچه ها گفتیم گل یاس را می توان از طریق قلمه زنی کاشت. قلمه را در خاک بکار و دو روز یک بار یک لیوان آب بده و تمام، بعد از دو ماه گلی بسیار زیبا داریم. آن گاه بچه هایی که در انشاء همگی نوشته بودند «گل ها را باید بوئید و نه چید و پژمرده کرد»، در پارک گل ها را می چیدند تا هم زمان با گل ها، اخلاق را لگد کوب کنند و حرفی را که با قلم خود نوشته بودند را زیر پا بگذارند. جون در ذهن بچه های ما کِشت گُل و عمل آوردن آن ساده بود،قلمه می خواست و آب می خواست و بس! این را در درس طبیعی یاد گرفته بودند. گل کاری در ذهن و باور بچه های ما کاری بسیار ساده بود؛ عشق و حوصله، هنر و سلیقه، و تخصص و زحمت نمی خواست. بچه های ما در مدرسه عملا ساده انگاری و قدر ناشناسی و دو رویی (چیزی را روی کاغذ بنویس و کار دیگری را در عمل بکن) را یاد گرفته بودند. چند نسل گذشت و بچه های ما کم کم یاد گرفتند که علم ذهنی فرا گرفته شده در مدارس به هیچ کارشان نمی آید. در ریاضی خوانده بودند یک مساوی است با یک، اما در جهان واقع هیچ یکی ندیده بودند که مساوی داشته باشد. از خودشان می پرسیدند «کجا دو انسان مساوی داریم؟» اگر آدم ها مساوی هستند، پس چه نیازی به کسب علم و زحمت تقوا؟ و هرگز فرصتی نبود تا در مدرسه این سوال ها را بپرسند. آنها یاد گرفتند که شعارهای اخلاقی و دینی هم برای نمره گرفتن است و بس. مگر در دکان نانوایی و یا هیچ مغازه دیگری می توان علم یا تقوا داد و نان گرفت؟ بچه های ما فرصت نداشتند تا تجربه هایی را داشته باشند که در آنها علم و تقوا مابه ازای دنیایی و ثمره شیرینِ ملموس داشته باشد! این ثمرات همیشه حواله داده می شد به آخرت و بس! اما بچه هایی که ثمرات دنیایی برای درس های خود نمی دیدند، چگونه به ثرات اخروی باور پیدا کنند؟ درس های علمی مدرسه و دانشگاه حتی سر کار هم به کار نمی آمدند. بچه های ما معتقد شدند کار هم به دانشی نیاز دارد که وقتی مشغول آن شدی از همکاران فرا خواهی گرفت! پس دانشگاه هم فقط یک چیزش به درد می خورد، مدرکش! حالا دیگر باور عمومی این بود که «کسب مدرک مهمتر است تا درک مطلب». و به این منوال کم کم مراکز رسمی و غیر رسمی مدارک فروشی را راه انداختیم. بچه های ما از دانشگاه فقط سه چیز می خواستند، مدرک! و مدرک! و مدرک!

اینها همه آفت نتیجه گرایی است. در سیستم ما، نتیجه گرایی آفتی شده که فرایند گرایی را قربانی کرده! نتیجه گرایی لذت بردن از آموزش را از یاد برده! آموزش را با شکنجه توام کرده! و کسب مهارت های زندگی و شغلی در محیط آموزشی ما را محال کرده است. سیستم آموزشی نتیجه گرا گمان می کند وقتی بچه بگوید «علم بهتر است تا ثروت» یا «تقوا بهتر است تا مقام» کار تمام است و سیستم به هدف اخلاقی خود رسیده است. سیستم متوجه نیست که با این روش، «روح نتیجه گرایی» در بچه ها تزریق می شود. چون بچه ها مطالب را حفظ می کنند و می گویند، صرفا تا مدرک (نتیجه مد نظر خودشان) برسند. سیستم متوجه نیست که ۱۲ تا ۲۰ سال از زندگی بچه ها را به نابودی می کشد برای آموزش نفاق، بردگی و سراب های علمی.

به قلم دکتر وحید ذولاکتاف

t.me/dr_saeidrostami

منتشرشده در دل نوشته, عمومی, فوتبال | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ماندن….

وقتی می‌شود فاصله گرفت بیهوده نمی‌جنگم!  چرا باید بیهوده جنگید برای چیزهایی که مطمئنی نمی‌توانی تغییرشان بدهی؟  وقتی می شود دقایق عمرت را با آدم ‌های خوب بگذرانی چرا باید لحظه‌هایت را صرف آدمهایی کنی که  دل‌های کوچک‌شان مدام درگیر حسادت‌ها و کینه‌ورزی‌های بچه‌گانه‌اند؟؟ وقتی می‌شود به این آدم‌ها خندید و از کنارشان گذشت چرا بایستم و ثانیه‌های عمرم را صرف جنگیدن با بی‌ارزش‌ترین فکرها کنم؟! نه…همیشه جنگیدن خوب نیست! من همیشه جنگیده‌ام تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم. همیشه جنگیده‌ام برای چیزهایی که پیش وجدان خودم سربلند باشم! اما این روزها خوب فهمیده‌ام که با آدم‌های کوته‌نظر… آدم ‌های حسود… نباید جنگید! این روزها فهمیده‌ام برای اثبات دوست داشتن نباید جنگید! برای به‌دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید! برای اصلاح دل کسی که کینه‌ورزی می‌کند نباید جنگید! بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می‌آیند بی‌ارزش می‌شوند! این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می دهد! @dr_saeidrostami

منتشرشده در دل نوشته, عمومی, فوتبال | دیدگاه‌تان را بنویسید:

المپیاد جای تسویه حساب نیست

ورزشکاران اصفهانی برای نتیجه‌گیری مطلوب تحت فشارند ✍️مهری مصور

رقابت‌های المپیاد استعدادهای برتر این روزها در شهرهای مختلف کشور و در بیش از ۹۰ رشته ورزشی در جریان است و ۱۱ شهریور پرونده این رویداد کشوری بسته می‌شود. طرح جدید برگزاری المپیاد استعدادهای برتر برای دومین سال متوالی در حال برگزاری است و پس از بازنگری صورت گرفته، امسال رده سنی به گونه ای انتخاب شده که نفرات برتر بتوانند برای المپیک جوانان آماده شوند. برگزاری المپیاد به خودی خود اتفاق خوبی است که می‌تواند پیامدهای مثبتی را برای ورزش کشورمان به همراه داشته باشد، اما همین رویداد مثبت هم می‌تواند تبعاتی به همراه داشته باشد. برگزاری المپیاد استعدادهای برتر به نوعی صحنه رقابت استان‌ها در رده پایه به شمار می‌آید و طبیعی است که نتایج به دست آمده استان‌ها در مقیاس کلی و همچنین رشته به رشته مقایسه می‌شود. سال گذشته و زمانی که المپیاد استعدادهای برتر در جریان بود، چندان حساسیتی روی نتایج به دست آمده وجود نداشت و بیشتر اطلاع رسانه ای‌ها و اهالی ورزش به نتیجه کلی سومی‌استان اصفهان در مجموع مدال‌های به دست آمده دو بخش دختران و پسران محدود بود. در دوره اول ، نتایج در رشته شنا به گونه‌ای رقم خورد که خراسان جنوبی جایگاه اصفهان را تصاحب کرد و ورزش نصف‌جهان در رده سوم جای گرفت. نتایج ضعیف شنا در المپیاد که به ضرر کاروان اصفهان شد، زمینه ساز بروز تغییرات در هیئت شنا و برکناری رئیس این هیئت شد تا اهمیت موضوع برای سایر هیئت‌ها نیز معلوم شود. بحث‌هایی که در خصوص تغییرات در اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان مطرح شده، حساسیت‌هایی را روی نتیجه کاروان ورزشی استان در دوره دوم ایجاد کرده بود، تا جایی که در روزهای اول برگزاری المپیاد که اصفهان در بین استان‌های برتر جایی نداشت، این موضوع به دستمایه ای برای انتقاد تبدیل شده بود و به مرور با صعود ورزشکاران استان به رده دوم ، این حساسیت هم به پایان رسید. تا پایان المپیاد چند روز بیشتر باقی نیست و طبق آخرین آمار، دیروز اصفهان برای کسب رتبه دومی‌رقابت شدیدی را با چند استان‌دارد. به همان نسبت که برای منتقدان اداره کل نتایج به دست آمده در المپیاد اهمیت دارد، اداره کل ورزش و جوانان نیز به نتیجه به دست آمده در این رویداد چشم امید بسته و سخت گیری زیادی نیز به هیئت‌ها در خصوص روند آماده‌سازی تیم‌های اعزامی‌به المپیاد اعمال شده که این حساسیت دو جانبه، نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است. در بسیاری از کشورهای صاحب سبک در ورزش، نتیجه گرایی در رده‌های پایه به شدت نفی شده و معتقدند نباید به ورزشکاران کم سن و سال برای کسب موفقیت فشار روحی و روانی وارد کرد، اما مکانیسم برگزاری المپیاد استعدادهای برتر در کشور ما به گونه ای است که ورزشکار از طریق مربی و سرپرست، مربی و سرپرست از طریق هیئت و هیئت نیز از طریق اداره ورزش برای نتیجه گیری مطلوب تحت فشار هستند. برای ورزشکاران رده پایه فشار روحی و روانی بزرگ ترین آسیب است و نه تنها زندگی ورزشی آنها را دچار چالش‌های جدی می‌کند، بلکه در زندگی شخصی آنها نیز تاثیرگذار است. همه ورزشکاران رده پایه در رشته‌های مختلف که این روزها درگیر مسابقات المپیاد استعدادهای ورزشی هستند، قرار نیست در آینده ورزشکار حرفه ای شوند اما همه آنها مردان و زنانی می‌شوند که با برخورداری از سلامت روانی و اجتماعی کامل زندگی خواهند کرد. عکسی که می‌بینید، صحنه‌ای از فشارهایی است که بر ورزشکاران کم سن و سال وارد می‌شود و اگر انصاف به خرج دهیم، المپیاد استعدادهای برتر و نتایج به دست آمده در آن را نباید دستاویز انتقادهایمان کنیم، اگر با هیئتی مشکل داریم و اگر به عملکرد اداره کل ورزش معترض هستیم، به المپیاد و هر نتیجه ای که در آن به دست می‌آید، کاری نداشته باشیم، موارد دیگری برای انتقاد وجود دارد، خیال ما و شما راحت.

t.me/dr_saeidrostami

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رویا

خانم «کِیت وینسلِت» بازیگر نقش «رُز» در فیلم «تایتانیک»، وقتی به خاطر بازیِ زیباش جایزهٔ اسکار رو می‌گیره، می‌گه:

وقتی بچه بودم و می‌رفتم حمام، شامپو‌مو بغل می‌کردم و تصور می‌کردم جایزهٔ اسکاره!اشک از چشم‌هاش سرازیر می‌شه و می‌گه: اما این‌یکی دیگه واقعاً شامپو نیست؛ جایزهٔ اسکاره!!!چند وقت پیش داشتم یه روزنامهٔ انگلیسی می‌خوندم. از قول «زِلاتان اِبراهیموویچ» بازیکن مشهور تیم ملی سوئد و باشگاه «پاری سن ژرمن»، که جدیداً یه خیابونِ مهم تو سوئد به نامش زدن نوشته بود:«باور کنید من رؤیای تمام موفقیت‌هایم را در بچگی‌هایم دیده بودم…!»آقای «هیلتون» سرایدار یک هتل بود و تمام جوانی و نوجوانی‌اش را صرف سرایداری کرده بود…؛ اما الآن ٨۴ تا «هتل هیلتون» تو دنیا داریم! او بی‌شک بزرگ‌ترین هتل‌دار زنجیره‌ای در دنیا است. در مصاحبه از ایشون سؤال می‌شه: «تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی…؛ چی شد که این شدی؟؟!»جواب می‌ده: «من هتل‌بازی کردم!» – «آقای هیلتون، هتل‌بازی دیگه چیه؟!! بگو ما هم به جای خاله‌بازی، هتل‌بازی کنیم!»- «در تمام اون دوره که همه می‌دونن من سرایدار بودم و کیف مشتری‌ها رو جابه‌جا می‌کردم…، شب‌ها که رییس هتل می‌رفت خونه، من می‌رفتم تو اتاقش؛ لباس‌هامو درمی‌آوردم؛ لباس‌های رییس رو می‌پوشیدم؛ پشت میز می‌نشستم و هتل‌بازی می‌کردم!مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگ‌ترین هتل‌داران دنیا هستم…!»حالا بعضی از ما تو خلوتمون «سرطان‌بازی» می‌کنیم…!بعضی‌ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه خانواده می‌رن…!روزی چند بار ورشکست می‌شن! روزی چند بار چاقو تو شکمشون می‌ره. رابطهٔ زیبا و عاشقانه‌شون رو تموم شده می‌بینن. بچه‌ها و عزیزانشون رو از دست رفته احساس می‌کنن! خیلی وقت‌ها نقش یک آدم شکست‌خورده، بی‌مسئولیت، نالایق، طَرد شده، زشت و غیردوست‌داشتنی رو بازی می‌کنن!به قول مرد بزرگ «آلبرت اینشتین»:«انسان در نهایت شبیه رؤیاهایش می‌شود…؛ رؤیاهای زیبا و نیک‌خواهی برای خود و دیگران بسازید؛ همین! همیشه میتوانیم افکارمان را مدیریت کنیم و همانطور که دلمان می خواهد آینده را ترسیم کنیم بیایید از امروز افکار و تصویر ذهنیمان را تغییر دهیم.

t.me/dr_saeidrostami

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

قضاوت

در دنیای قضاوت ها، تنها به این نکته توجه می شود که : دیگران بر اساس نظر ما چگونه اند؟!

▪️فردی درترافیک جلوی ما بپیچید «احمق» ▫️ما که جلوی دیگران می پیچیم «زرنگ»▪️کسی جواب تلفن ما را ندهد «بی معرفت»▫️ما که جواب ندهیم «گرفتار» ▪️فرد بلندتر از ما «دراز» ▫️کوتاهتر از ما «کوتوله»▪️همکار جزئی نگر «ایرادگیر و وسواسی» ▫️ما جزء نگرتر باشیم «شلخته و بی نظم»▪️ فردی لیوان آب ما را چپه کرد «کور»▫️ پای ما به لیوان دیگری خورد «شعور» ندارند لیوان را سر راه قرار داده است و… دنیای قضاوت ها یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران بر اساس نیازها و ارزش های خودمان…

🖋 #مارشال_روزنبرگ

📚ارتباط بدون خشونت

t.me/dr_saeidrostami

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کراس فیت

کراس فیت سبکی از تمرین و زندگی است که در سال ۲۰۰۰ توسط گرگ گلاسمن به ثبت رسید. کراس فیت به عنوان فلسفه ای جدید شامل عناصری از تمرینات با شدت زیاد است که در آن مهارت در ژیمناستیک، وزنه برداری، بدنسازی و…نیاز است. عموم افراد می توانند آن را با حرکات ساده در خانه انجام دهند و ورزشکاران سطوح بالا در قالب WOD (Workout of the Day) و در سطح AMRAP (As Maximum Repetition/Round As Possible)انجام می دهند. تحقیقات جدید فراگیرشدن این سبک نوین از تمرینات را به دلیل ربدومیولیز (واپاشی عضلانی) ممنوع اعلام کرده و به دلیل نفوذ میوگلوبین ناشی از تمرینات در خون و نارسایی کلیه و اختلالات متابولیک، برای عموم ورزشکاران ممنوع می باشد.

جدول اول: نمونه میکروسیکل کراسفیت و حرکات ژیمناستیک، وزنه برداری و هوازی
جدول دو: نمونه حرکات مربوط در سطح متوسط
جدول سه: نمونه حرکات و دسته بندی آن براساس ماهیت

منبع: جزوه مربیگری سطح یک کراسفیت

منتشرشده در عمومی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چرا بهروزه خانم، اسیر دست ترک ها شد؟؟

همین پانصد سال پیش قزلباش صفوی در دشت چالدران با قشون سلطان سلیم عثمانی روبرو شدند که هم شنیدنی است و هم تلخ. در آن جنگ، قشونِ عثمانی بیش از دو برابر قشون ایرانی و مجهز به ارابه و توپخانه آتشین بود اما قشونِ ایرانی نیزه، شمشیر، تیر، تبر، طپانچه، گرز و خنجر داشتند. سربازان ایرانی بجای تکیه بر فن نظامی و تکنیک جنگ، به شکست ناپذیری سایه خدا ایمان داشتند. سایه خدا که بود؟ مرشد کامل ظل الله اسماعیل صفوی! چون در هیچ جنگی تاکنون شکست نخورده بود! دو لشکر به هم رسیدند و صف آرایی کردند. عجیب اینکه وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی می کنند و ارابه‌هاى جنگى و توپ ها، قشون ایرانی را بصورت نیم دایره احاطه میکنند دو تن از سردارانِ ایرانی که آشنا به وضعیت جنگی دشمن بودند پیشنهاد می کنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد بر آنان بتازیم اما در مقابل، دورمش خان پیشنهاد می کند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست ناپذیر است! پس ما مکث کنیم تا وقتى که آنچه مقدور ایشان است از قوّت به فعل آورند و شاه اسماعیل پیشنهاد دورمش خان را قبول می کند. در نتیجه، سلطان سلیم به راحتی به آرایش جنگی پرداخت.
چند ساعت بعد؛ دشت چالدران پر شد از اجساد قزلباش. آنان با تمام توان پیکار کردند. خود شاه اسماعیل جانفشانی ها کرد و سرانجام از دوش و از پا زخمى شد و بى‌حال در گل و لاى افتاد. چیزی نمانده بود که دستگیر شود که یکی از قزلباشان خود را به اسم شاه اسماعیل معرفى کرد تا شاه نجات یابد. به جز عده قلیلی تمام سربازان و فرماندهان ایران کشته شدند تبریز، ارومیه، کردستان و همدان به دست عثمانی افتاد. شاه زخمی نجات یافت اما زخم کاری وقتی بر قلب شاه مغرور ۲۷ ساله نشست که شنید زنش بهروزه خانم توسط دشمن اسیر شده و سلطان سلیم برای اینکه به قول خودش«قلب اردبیل‌ اوغلى را بسوزاند» او را به یکی از سردارانش پیشکش نمود. افسانه شکست ناپذیری سایه خدا نقش بر آب شد. طرفداران جان برکف سرخورده شدند. شاه صفوی متزلزل شد و هرج و مرج شدت یافت. شاه دیگر از این شکست و تحقیر کمر راست نکرد مخصوصا وقتی بعدا شنید بهروزه خانم باردار شده و پسر زاییده! (رفرنس:  تاریخ تحلیلی ایران)

تحلیل راهبردی:

جنگ های بزرگ، درس های بزرگی با خود دارند و صد البته شکست های بزرگ درس های بیشتری برای آموختن. بزرگ ترین علت شکست جنگ چالدران نه این است که ایران به تکنولوژی روز مجهز نبود. نه این است که فنون رزمی و استراتژی نظامی نوین را نمی دانست. نه این است که دشمن با ترفندی نو یا حیله ای جدید از اصل غافلگیری استراتژیک استفاده کرده باشد، بلکه مهم ترین دلیل شکست، ذهنیت قدیمی، مفروضات غلط و دانش توهمی است. می توان به صورت خلاصه به ذهنیت پیشینی، پیش فرض‌ها و پیش‌دانسته‌هایی که چارچوب فکری ما را تشکیل می دهند گفت؛ پارادایم.
عناصر تشکیل دهنده پارادیم در زمان جنگ چالدران چه بود؟ یک؛ سایه خدا هیچگاه شکست نمی خورد. دو؛ غیرت می تواند کاملا جایگزین تکنولوژی شود و سرنوشت جنگ را زورِ بازو و جانفشانی رقم می زد. سه؛ اینکه شاه اسماعیل چون تا کنون در هیچ جنگی شکست نخورده در این یکی هم نمی خورد. و بالاخره چهار؛ اینکه فکر کنیم نیزه و شمشیر، تیر و تبر، گرز و خنجر می‌تواند هم آورد توپ و اسلحه گرم باشد، ممکن است الان حتی تصور اینکه یک نفر با گرزی که در بالای سرش می چرخاند به توپ نزدیک می شود خنده آور باشد اما آن زمان پارادیم مسلط کار خودش را کرد. بهروزه خانم به خاطر پارادایم های کهنه (بخوانید خشک مغزی و کورذهنی) اسیر دست ترک های عثمانی شد. اشتباه نکنید بهروزه خانم فقط یک زن نیست، نماد مام میهن است!
ما در مدیریت زندگی شخصی، اداره سازمان خود و کشورداری تعداد زیادی پارادایم داریم، به همین خاطر ممکن است همان اشتباهی را می کنیم که شکست خوردگان تاریخ کردند. اما این پایان راه نیست. هر شکست می تواند سرآغازی باشد برای کنار گذاشتن پارادایم های قدیمی. وگرنه قامت زندگی مان، سازمان مان و کشورمان در غصه بهروزه خانوم های بعدی خواهد شکست.
جهان با تصورات ما کاری ندارد. سرنوشت را واقعیت ها رقم می زند و نه تصورات (بخوانید توهمات) ما. جهان-آگاهی چاره محک زدن و روزآمد کردن پارادایم هاست؛ یعنی اینکه بیشتر در مورد تکنولوژی های نرم، اقتصاد سیاسی جهانی، کانون های قدرت موجود در حال شکل گیری و روندهای آینده ساز چون پیری جمعیت جهان، تغییرات آب و هوایی، موبایلیفیکیشن و … بدانیم. و پارادایم هایمان (پیش فرض ها و پیش دانسته هایمان) را با واقعیات و داده های بیرونی محک بزنیم و روزآمد کنیم. و گرنه ۵۰۰ سال بعد یکی از ما در تاریخ نه به عنوان «الگویی الهام بخش» که به عنوان «عبرتی تاریخی» نام خواهد برد. غیرت و هوشمندی کنار پارادایم های روزآمد جواب می دهد.

منتشرشده در دل نوشته, عمومی, فوتبال | دیدگاه‌تان را بنویسید: