Hosts Iran clinch Persian Beach Soccer Cup

Iran gave their home fans plenty to cheer in Bushehr on Thursday as they lifted the Persian Beach Soccer Cup thanks to a dramatic 4-3 win over Italy.

With four points from their opening two matches, the hosts were in the driving seat for the title going into the final day and begun strongly against the Italians as two Mohammad Ahmadzadeh goals helped amass a 3-0 lead by the end of the first frame.

While Francesco Corosiniti, Paolo Palmacci and Emanuele Zurlo dragged Italy back level in an impressive fightback, the home fans were jubilant when Mohammadali Mokhtari slotted home the winner three minutes from time.

Earlier in the day, Poland and Ukraine – European champions and Euro Beach Soccer League winners respectively – went head to head in another close-fought contest.

Ivan Glutskyi, Oleksii Illichov and Oleg Zborovskyi were on target as Ukraine dominated the first period and much of the second, only for Piotr Klepczarek and an Illichov own-goal to reduce the arrears going into the final few minutes.

But Viktor Panteleichuk stemmed the Polish tide and sealed the win with the fourth and final goal, ultimately ensuring Ukraine second place ahead of Italy and Poland.

 

Thursday results

Poland 2-4 Ukraine

Iran 4-3 Italy

Individual Awards

MVP: Amirhosein Akbari (Iran)

Top Goalscorer: Gabriele Gori (Italy) (Five goals)

Best Goalkeeper Volodymyr Hladchenko (Ukraine)

 

http://beachsoccer.com/news/hosts-iran-clinch-persian-beach-soccer-cup

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

ساحلی بازان ایران قهرمان پرشین کاپ شدند

به گزارش سایت رسمی فدراسیون، شاگردان محمدحسین میرشمسی در آخرین روز از مسابقات بین المللی فوتبال ساحلی پرشین کاپ از ساعت ۱۹:۳۰ در ورزشگاه دهکده گردشگری بوشهر به مصاف تیم ایتالیا رفتند و توانستند این تیم را با نتیجه ۴ بر ۳ شکست دهند و قهرمان مسابقات بین المللی پرشین کاپ شدند. گلهای ایران را محمد احمدزاده (دوگل)، محمد علی مختاری و مصطفی کیانی به ثمر رساندند.
برهمین اساس تیم ملی فوتبال ساحلی کشورمان به مقام قهرمانی این رقابتها دست یافت و تیم های ملی اوکراین، ایتالیا و لهستان به ترتیب به مقام های دوم تا چهارم را کسب کردند.
لازم به توضیح است طبق آیین نامه مسابقات بین المللی فوتبال ساحلی پرشین کاپ به تیم های اول و دوم جام اهدا می شود، همچنین سه جایزه انفرادی به فنی ترین بازیکن، بهترین دروازه بان و آقای گل این رقابت ها تعلق می گیرد. در ضمن این مسابقات در سالهای آتی نیز به میزبانی بوشهر برگزار خواهد شد.
گفتنی است به امتیازات رنکینگ جهانی تیم های اول تا چهارم مسابقات بین المللی پرشین کاپ به ترتیب ۱۰۰ ، ۸۰ ، ۶۰ و ۴۰ امتیاز افزوده خواهد شد
منبع:
http://ffiri.ir/news/detail/%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%BE-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF/148661/news.aspx
ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

Persian Beach Soccer Cup 2017

Iran – a true hotbed of beach soccer – is to host two top-class international events over the coming weeks in both international and club arenas.

Both the national team and the spectators who follow it have gained plenty of admirers at previous events, with the sport undoubtedly on the grow in the country.

And, thanks to the ongoing commitment of the country’s sporting authorities, fans of beach soccer in Iran will soon get the chance to witness the sport’s stars on the sand first hand.

First up, the Persian Beach Soccer Cup will take place in the southern city of Bushehr between February 14th and 16th where the hosts will go up against three of Europe’s premier sides.

Reigning Euro Beach Soccer League champions Ukraine are confirmed to feature while FIFA Beach Soccer World Cup competitors Italy and Poland will also be present in what promises to be an enthralling competition.

Some weeks later, between March 27th and 29th in Yazd City, it will be the turn of the clubs as the Eurasia Beach Soccer Cup gets underway.

UAE giants Al Ahli will join Spain’s Levante, Russian champions Lokomotiv and Iranian side Golsapoosh Yadz in the battle for the title.

Keep an eye on www.beachsoccer.com for all the news, build-up and coverage of both the Persian Beach Soccer Cup and the Eurasia Beach Soccer Cup.

http://beachsoccer.com/events/persian-beach-soccer-cup-2017

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

کارلوس کی‌روش؛ ایستاده بر شانه غول

زمانی که تیم ملی بعد از نود دقیقه نبرد جانانه یک بر صفر مغلوب آرژانتین شد، هنوز کارلوس کی روش شمایلی کامل از یک سرمربی تیم ملی را به نمایش می‌گذاشت. او خوش قیافه، بلند قامت و شجاع بود و استراتژی‌اش در این دیدار بزرگ و  تاریخی به نتیجه رسیده بود، اگرچه ما لحظاتی برای توقف آرژانتین مقابل چشم مارادونا کم آوردیم تا مسی در راه یورش به عنوان بهترین بازیکن تاریخ دروازه علیرضا حقیقی را با یک شوت استثنایی باز کند. 
آن روزها، ایران برای ریختن به خیابان و جشن این بازی سلحشورانه به یک جمله نیاز داشت؛ جایی که عادل فردوسی پور بعد از ضربه سر اشکان دژآگه به چارچوب دروازه آلبی سلسته فریاد بزند: چقدر خوبیم ما! و خبرنگاران حاضر در برزیل غبطه بخورند که چرا در ایران نیستند تا دوشادوش مردم شکر گذاری خودشان را از داشتن این تیم ملی به گوش خدا برسانند. آن روزها که  کارلوس کی روش شبیه به یک رشته کوه برف گرفته زیبا کنار نیمکت تیم ملی قدم می‌زد و فکر می‌کردیم باید این نمایش را به همه نکات منفی و مشکلات احتمالی سرمربی پرتغالی بخشید. او برای ما با سرانگشتان سبز کننده، بشارت آینده‌ای بهتر را می‌داد، پس به وقت شکست در جام ملت‌های آسیا، حلقه دست‌ها را از هم باز نکردیم؛ ایستادیم تا دوباره با او پیش برویم تا قلب یک بازی بزرگ در روسیه ۲۰۱۸، وقتی که دیگر یک شکست نزدیک سقف آرزوهایمان نباشد.

 

آن وقت، سرخوش از موفقیت‌ها، هنوز نشانه‌های امروز را جدی نمی‌گرفتیم؛ پس کی روش با بدخلقی‌های  گاه و بیگاه هنوز مرد خردمندی بود که سابقه‌ای درخشان در فوتبال داشت. دستیار کاردان آلکس فرگوسن در یونایتد و سرمربی تیم جوانان پرتغال در انتهای دهه ۱۹۹۰، تیم پرستاره‌ای یک نسل را با مفهوم افتخار آشنا کرد. در همین اثنا بود که هرگز انتقاد به کارنامه کی روش را درک نمی‌کردیم، که او برای ما تافته‌ای جدا بافته به نظر می‌آمد اگرچه در رئال یا پرتغال یا اینجا و آنجا کارنامه‌اش زودتر از معمول بسته شده و غالب همکاری‌ها را با کج خلقی به اتمام رسانده بود و در ایران نیز هر از چندگاه در دعواهای سخیف به تسویه حساب با سرمربیانی می‌پرداخت که به برنامه‌های طولانی آماده سازی او اعتراض داشتند و البته به صورت ادواری دشمنانی در فدراسیون برای خود می‌یافت تا حمله تندی را علیه آنها سامان بدهد.
با کی روش در سال ششم، کمابیش در همین حال و هوا بوده‌ایم. حمایت از مسابقات ملی و برنامه‌های او، اما برای اولین بار هماوردی برای سرمربی تیم ملی پیدا شده که پیش از کی روش روی همان نیمکت نشسته و همین مسیر را نیز طی کرده است. مربی پرهوادار ترین تیم ایران که دوقطبی آنها اولین بار در نظرسنجی غیرضروری برنامه نود برای انتخاب محبوبترین سرمربی بعد از انقلاب ایران شکل گرفت. این دو بعد از ارتباط مناسب اولیه، به مروز و با بهانه تداخل برنامه‌ها انتقاد از یکدیگر را آغاز کردند و باوجود چند فرمان آتش بس، در خط مقدم باقی ماندند و اگرچه برانکو ایوانکوویچ با مشورت دوستان تصمیم به سکوت کامل مقابل کی روش گرفت اما سرمربی تیم ملی به حملات دیوانه وارش ادامه  داده است. او امروز ۲۴ ساعت از قبل از مهمترین بازی فصل پرسپولیس اعلام مرد ۷-۸ بازیکن ملی پوش این تیم را از اردوی بعدی محروم می‌کند و همچنین به ایراد سخنانی تحقیرآمیز علیه برانکو و کرواسی پرداخت و به خبرنگاران گفت با برانکو صحبتی ندارد چون در سطح او نیست. (کی روش سطح خود را با آنتونیو کونته سرمربی چلسی مقایسه کرد).

 

 

کی روش امروز نشست خود را در حالی برگزار کرد که تصمیمش بدون اعلام قبلی بود و چینش خبرنگاران جوان در آن طوری بود که کسی او را بابت این حرف‌های شگفت انگیز به چالش نکشد. پس، او مثل همیشه  پشت کلمات مخفی ماند تا نوبت به حمله بعدی در فیس‌بوک یا در یک گفت و گوی تک نفره برسد … اما در ششمین سال کار با سرمربی پرتغالی نامدار تیم ملی سؤالاتی تازه به ذهن می‌آیند. نکاتی که باید یادآوری‌شان کرد:
*آیا کی روش از قبل تصمیم به عدم دعوت از بازیکنان پرسپولیس برای اردوی قطر داشته؟ اگر پاسخ مثبت است چرا این مسئله درست در شب بازی پرسپولیس مقابل تراکتور اعلام شده؟ آیا سرمربی تیم ملی که قصد دارد مسئولیت تصمیم جنجالی‌اش را به گردن همتایش در پرسپولیس بیندازد، قصدی از این کار داشته  و می‌خواسته روی روحیه بازیکنان پرسپولیس که استخوان‌بندی خود را بر اساس ملی پوشان شکل داده تأثیر بگذارد؟

 

* اگر پاسخ منفی است، چرا آقای کی روش اعلام تصمیم خود را ساعتی پس از بازی فردا (که مهم‌ترین بازی امسال فوتبال ایران است) محول نکرده است؟ آیا با توجه به اینکه تیم ملی تا اسفند برنامه مهمی ندارد، لازم بود که این تصمیم به اطلاع رسانده شود؟

* اگر پاسخ مثبت است، فدراسیون فوتبال ایران چه مسئولیتی در قبال تأثیر احتمالی تصمیم خودسرانه سرمربی تیم ملی روی نتیجه بازی فردا دارد؟ آیا فدراسیون به عنوان مرجع بی طرف فوتبال ایران، می‌تواند به عنوان کارفرما از کی روش بابت این رفتار غیرحرفه‌ای توضیح بخواهد و او را توبیخ کند؟ 
*چگونه ممکن است یک سرمربی در سطح ملی، مردی که او را با رابطه فوق‌العاده با ملی پوشان و شاگردانش می‌شناختیم چنین علیه آن‌ها بشورد و به سادگی ۸-۹ بازیکن شایسته را از حق و هدفشان محروم کند؟ آیا دعوا با یک مربی دیگر ارزش چنین بی عدالتی بزرگی را دارد؟
*اگر تصمیم کی روش که  منجر به از دست رفتن سرمایه اجتماعی بزرگ تماشاچی و البته نیروی انسانی می‌شود، صعود تیم ملی به جام جهانی را به مخاطره بیندازد چه باید کرد؟ 
*مهدی تاج در آخرین مصاحبه تلویزیونی خود گفته بود که فضای فوتبال را به اتفاق کی روش به سمت صلح خواهد برد. اما حال باید از او پرسید که چگونه ممکن است چنین رویارویی بی سابقه‌ای با مهم‌ترین اکثریت هواداری فوتبال در ایران را کنترل کرد؟ آیا گفت و گوی امروز و آنچه که کی روش بر زبان جاری کرده  جایی برای صلح باقی می‌گذارد؟ راستی تا کجا با این کج خلقی‌ها پیش می‌رویم؟
*آیا در ایران، کسی نیست که به کی روش یادآوری کند که باید به اندازه سرمربی یک کشور بزرگ ۸۰ میلیونی مسئول و البته محترم باشد؟ از فدراسیون که بگذریم، وزارت ورزش که در تمام این سال‌ها تأمین کننده اصلی دستمزد سنگین کی روش بوده، امروز کجاست؟ 
* آیا این شایعه درست است که کی روش عمداً هر روز بحرانی تازه درست می‌کند تا فدراسیون مجبور به اخراج شود و او یک میلیون دلار غرامت بگیرد؟ آیا رییس فدراسیون فوتبال ایران که در مصاحبه آخر تاکید کرد اگر قرار بود امروز با کی روش قرارداد ببندد برخی بندهای قرارداد او را حذف می‌کرد، به واسطه همین بندها مجبور به مماشات با نافرمانی‌های سرمربی تیم ملی است؟ اگر چنین است چرا نهادهایی مثل سازمان بازرسی با عوامل امضای این قرارداد برخورد نمی‌کنند تا حداقل در مرتبه بعدی کرامت انسانی را به صعود احتمالی به جام جهانی نفروشیم؟ 

 

* و اما نکته آخر … امروز کارلوس کی روش بازهم از سر الکس فرگوسن سرمربی بزرگ منچستر یونایتد نام برده تا به ما و البته امثال برانکو سطح کاری خود را یادآوری کند. در پاسخ باید گفت، فرگوسن دستیاران بی شماری داشته که خیلی از آنها دیگر شغل مهمی در فوتبال جهان ندارند. چهره‌هایی مثل آرچی ناکس، برایان کید، استیو مک کلارن، جمی رایان و والتر اسمیت که برخلاف سرمربی تیم ملی ایران، “نشستن بر شانه غول” را برای ادامه زندگی برنگزیده‌اند.

منبع:http://www.varzesh3.com/news/1393152/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%88%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%9B-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%BA%D9%88%D9%84

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

پاداش همراهی یا قحط الرجال ورزش؟

با روی کار آمدن مسعود سلطانی‌فر در وزارت ورزش تغییرات در سطح معاونت‌‌ها کاملا قابل پیش‌بینی بود هر چند وزیر ورزش در ابتدای ورودش به این وزارتخانه اعلام کرد هیچ تغییراتی در سطح معاونت‌ها نخواهد داشت.

سلطانی‌فر مدتی بعد از ورودش به این وزارتخانه در ابتدا مدیرکل حوزه وزارتی را تغییر داد و برانوش نیک‌بین را برای این پست انتخاب کرد. رباب شهریان معاونت امور بانوان نیز بعد از حضور سلطانی‌فر درخواست بازنشستگی کرد و فریبا محمدیان جایگزین وی شد.

اما مهمترین معاونت این وزارتخانه که مربوط به حوزه قهرمانی و ورزش حرفه‌ای است هم سرانجام روز گذشته دستخوش تغییر شد و نصرالله سجادی از این وزارتخانه رفت.

***

نصرالله سجادی که کاندیدای ریاست جمهوری برای پست وزیری بود به عنوان وزیر سوم از سوی روحانی به مجلس پیشنهاد شد، اما کارنامه سیاسی وی مانع از این شد تا مجلس در دوره قبل به وی رای اعتماد دهد. بعد از این اتفاقات و با حضور محمود گودرزی در وزارت ورزش، دولت نیز سجادی را راهی این وزارتخانه کرد و کلیدی ترین پست وزارتخانه را به او اعطا نمود و کاملا مشخص بود تمامی امور این وزارتخانه با نظر سجادی انجام می‌شود. سجادی بود که انتخابات را برگزار می‌کرد، سجادی بود که مهره‌ها را در فدراسیون‌ها می‌چید، سجادی بود که تصمیم می‌گرفت چه کسی در کدام فدراسیون باشد.

نصرالله سجادی که سابقه سال‌ها حضور در ورزش را داشت و در چندین دوره رئیس کاروان ایران در المپیک‌های مختلف بود، با آمدن سلطانی‌فر زمزمه‌های رفتنش شروع شد و در نهایت در تاریخ ۹ بهمن‌ماه وزیر ورزش در حکمی محمدرضا داورزنی را به عنوان معاون ورزش حرفه‌ای منصوب کرد، انتصابی که نگرانی‌های زیادی را برای اهالی والیبال به وجود آورده است.

***

موفقیت داورزنی در فدراسیون والیبال بر هیچ کسی پوشیده نیست. هر چند والیبال موفقیت امروزش را مدیون فعالیت مدیرانی است که قبل از داورزنی شالوده این موفقیت را پایه‌ریزی کردند تا حالا بهترین مربیان جهان آرزوی هدایت ایران را داشته باشند، اما نکته‌ای که در این بین نباید فراموش کرد اینکه هنوز تکلیف والیبال مشخص نیست و حضور داورزنی در وزارت ورزش قطعا تبعاتی برای این رشته خواهد داشت مگر اینکه وزیر ورزش در اسرع وقت تکلیف این فدراسیون را مشخص کند. رشته‌ای که حالا در کنار کشتی، تکواندو، وزنه‌برداری جزو رشته‌های درجه اول ایران محسوب می‌شود و حرفی برای گفتن دارد و حتی می‌توان روی مدالش در المپیک حساب باز کرد.

شایعه حضور داورزنی در وزارت ورزش از یک ماه پیش هم مطرح بود، هر چند مسائل سیاسی مانع از تصمیم‌گیری وزیر ورزش در آن زمان شد. البته داورزنی هم در مصاحبه‌های مختلف همچنان تاکید داشت برنامه‌اش این است تا المپیک ۲۰۲۰ در فدراسیون بماند و ماموریت خود را به اتمام برساند. ماموریتی که حالا با حضور داورزنی در وزارت ورزش بعید به نظر می‌رسد توسط وی به اتمام برسد.

***

فدراسیون والیبال که در برنامه‌های خود حضور در جمع ۴ تیم برتر در المپیک را پیش‌بینی کرده هنوز در انتخاب سرمربی تصمیمی نگرفته و در حال حاضر با مربیان مختلفی وارد مذاکره شده است حالا با انتخاب داورزنی به عنوان معاونت قهرمانی که مشغله‌های زیادی دارد این نگرانی‌ها به وجود آمده که پس تکلیف والیبال چه می‌شود.

اگرچه داورزنی در مصاحبه اخیر خود با فارس تاکید کرده بود در هر دو سنگر فعالیت می‌کند، اما قطعا ریاست در فدراسیون والیبال و همچنین معاونت قهرمانی نیاز به کسی را دارد که تمام وقت در اختیار در این ۲ پست باشد بنابراین یک نفر با مشغله‌های ذهنی زیاد نمی‌تواند در هر دو پست فعالیت کند.

آیا گزینه‌هایی دیگری به جز روسای فدراسیون‌ها پیش روی وزیر ورزش برای این پست نبود یا سلطانی‌فر صرفا جهت ورود کابینه‌اش به وزارت ورزش این پست را برای داورزنی درنظر گرفته است؟ آیا در حوزه مدیریت ورزش قحط الرجال است که یک مدیر باسالقه و موفق ورزشی از یک فدراسیون حساس و کلیدی به وزارت ورزش و جوانان منتقل شود؟

***

اما رفتن سجادی از وزارت ورزش گمانه‌زنی‌های زیادی را به وجود آورده است. با توجه به اینکه سال بعد انتخابات کمیته ملی المپیک برگزار می‌شود دور از انتظار نیست سجادی برای کمیته برنامه‌ای داشته باشد. چرا که وی پیش از این به عنوان دبیر کل کمیته فعالیت کرده و آشنایی زیادی با این پست دارد.

از طرف دیگر با رفتن سجادی و آمدن داورزنی به وزارت ورزش شایعات زیادی در وزارتخانه پیچیده که کابینه سلطانی‌فر کم کم در حال ورود به این وزارتخانه هستند. زمانی که سلطانی‌فر در سال ۹۲ به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس رفت تیمی متشکل از خادم، داورزنی، درخشان و پولادگر وی را همراهی می‌کردند و حالا زمزمه‌های حضور تمامی این افراد در وزارتخانه مطرح شده است.

***

حرف پایانی اینکه پست‌های معاونت در وزارت ورزش نیاز به افرادی دارد که در مدیریت حرفی برای گفتن داشته باشند و جدا از تخصص مدیریت این افراد می‌تواند به ورزش قهرمانی ما کمک زیادی کند. حسن روحانی رئیس جمهوری کشورمان با تغییر محمود گودرزی به دنبال ایجاد شرایط بهتر در وزارت ورزش بود و این امید می‌رود تا انتخاب افراد جدید به بهبود شرایط کمک کند نه اینکه با تغییر و تحولات عقب‌گردی در رشته‌های مدال‌آور داشته باشیم.

منبع:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951110000156

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

مربیگری و …

دلم برای روزهایی تنگ شده که همه میگفتند تو آینده داری و نه تنها ازم توقع نداشتند بلکه بخاطر جایگاهم احساس خطر نمی کردند.

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید:

تمرینات آماده سازی تیم ملی فوتبال ساحلی در بوشهر

ارسال شده در فوتبال | ۳ پاسخ

پلاسکویی که سوخت…

“بسم الله الرحمن الرحیم”

آنان که در راه خدا قدم برداشته و از جان و مال خودشان در راستای خدمت به خلق پروردگار دریغ ندارند، مقامی همچون شهدا داشته و بهشت را توشه دنیای باقی خود خواهند کرد.

شهادت آتش‌نشانان دریادل که با ایثار و شجاعت، بی‌محابا دل به شعله‌های آتش زدند به همگان نشان دادند فرهنگ ایثار، جوانمردی، جهاد و شهادت همچنان در وجود جوانان این مرز و بوم زنده و پویا است و هستند افرادی که با روحیه‌ای نظیر دوران پر افتخار دفاع مقدس، پای در عرصه خدمت‌گذاری گذاشته و تا آخرین نفس برای آرامش، امنیت و آسایش همشهریان و هموطنانشان تلاش می‌کنند.

ضمن تسلیت به ملت عزیز ایران، خانواده آنان و همکاران این آتش‌نشانان قهرمان، از خداوند متعال برایشان بالاترین درجات و برای همه داغدیدگان صبر و اجر خواهانیم.

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

تسلیت

download

پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی در پی ارتحال آیت‌الله هاشمی_رفسنجانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونه‌ی کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.
سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواکم و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم.
اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.
غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم .
غفرالله لنا و له
سید علی خامنه ای
۱۹ دیماه ۱۳۹۵

ارسال شده در عمومی | پاسخ دهید:

سلام بمبئی فوتبال؛ این گیشه ریشه ندارد

یکی از مرموزترین اردوهای تیم‌ملی فوتبال از سیزدهم دی ماه تا هجدهم دی ماه ۹۵ در دبی برگزار شد؛ در این پرواز (شاید ممنوعه) تهران – دبی همه‌جور ملی‌پوشی به چشم می‌خورد؛ بازیکن دست به عصا، بازیکن ترانسفری، بازیکنان لحظه‌آخری والبته ۷ سرخ‌پوش.

بازی دوستانه با مراکش که لغو شد؛ چنین استنباط می‌شد که یک دورهمی خوب در تعطیلات نیم‌فصل آن هم در باشگاه ایرانیان در انتظار کی‌روش و شاگردانش است اما به یک‌باره مرد همیشه آرام و شاید مربی حرف‌ گوش‌کن پرسپولیس با یک مصاحبه آتشین تمامی معادلات را برهم زد؛ برانکو آرامش سفر را از کی‌روش و یارانش گرفت چون اعتقادی به این اردو نداشت.

برانکو علیه اردوی تیم‌ملی در دبی طغیان کرد چون دوست نداشت تمرینات نیم‌فصل تیمش را درغیاب ۷ بازیکن کلیدی‌اش برگزار کند، او معتقد بود به جای بازی با منتخب آفریقایی‌های مقیم دبی باید بازیکنانش در خدمت پرسپولیس باشند.

ایوانکوویچ علیه کسی صحبت کرد که بارها در منازعه‌ها و جنگ‌های سرد و گرم مچ خیلی‌ها را خوابانده بود، از مانوئل ژوزه گرفته تا امیر قلعه‌نویی.

عباس ترابیان، مهدی رحمتی، علیرضا اسدی، محمدرضا ساکت، علی کفاشیان و… همه و همه بارها قافله را به سرمربی پرتغالی باخته بودند و حالا قرعه به نام سرمربی پرسپولیس خورده بود با این تفاوت که این بار شروع کننده برانکو بود نه کارلوس کی‌روش.

بعد از اظهارات غافلگیرکننده برانکو علیه کی‌روش و اینکه بازیکنانش با ۳ کیلو اضافه وزن به اردوی پرسپولیس برمی‌گردند و اردوی دبی توطئه‌ای بیش علیه او و تیمش نیست، سرمربی تیم ملی را به یک دوئل دعوت کرد.

در ادامه کی‌روش همان‌طور که انتظارش می‌رفت دست به قلم شد و با نوشتن یک بیانیه چند پاراگرافی فرجام طغیان برانکو را به آتشی تشبیه کرد که در آن خواهد سوخت.

سوختن برانکو در این آتش خود به پا کرده، پایان کار نبود؛ چون کی‌روش خیلی سریع دستور دیپورت ۷ ملی‌پوش پرسپولیس را از امارات صادر کرد.

سروش رفیعی، بازیکن مدنظر برانکو نیز نصف و نیمه تهدید به دیپورت شد و سفر رحیم زهیوی به قطر برای عقد قرارداد با تیم قطری الشحانیه و غیبت اعضا ایرانی‌ کادر فنی، کاری کرد تا اردوی دبی وجاهت قانونی‌اش را از دست بدهد.

مرموزترین اردوی تیم‌ملی با سفر شبانه مهدی تاج به دبی و دیدار پنهانی‌اش با سرمربی تیم‌ملی مرموزتر از قبل شد تا اینکه با انتشار شایعه استعفای کارلوس کی‌روش، این گره پیچیده‌تر شد.

در یک اتاق در بسته کی‌روش بود و (به همراه مترجمش) و تاج؛ حتی بودند کسانی که می‌خواستند در این جلسه باشند که تاج اجازه حضور را صادر نکرد.

محوریت بحث برانکو بود و هواداران پرسپولیس و البته وضعیت تیم‌ملی؛ گویا در این اتاق در بسته و جلسه چندساعته جمع‌بندی خوبی حاصل نشد و سرانجامش استعفایی شد که سر میز شام به آقای رئیس تقدیم شد، نامه‌ای از کارلوس که بوی خداحافظی می‌داد.

آقای رئیس نامه را گرفت و خیلی سریع به تهران بازگشت. تاج خودش هم می دانست که استعفای کارلوس کی‌روش چیزی نیست که خودش بخواهد به تنهایی گره‌اش را باز کند. همان‌طور که برای ماندن کی‌روش روی نیمکت تیم‌ملی از دفتر حسن روحانی، رئیس جمهور دستور داده بودند، حالا برای خداحافظی‌اش نیز خیلی‌ها باید نظر بدهند.

* تفاوت استعفای اماراتی با استعفاهای قبلی

یک واقعیت اساسی در مورد موقعیت اجتماعی این روزهای کی‌روش با سال‌های قبلی‌اش در ایران وجود دارد؛ پس از اظهارات برانکو، کارلوس، آن کارلوسی نیست که مقابل قلعه‌نویی و مانوئل ژوزه ایستاد. جبهه هواداران پرسپولیس به شدت علیه او موضع گرفته‌اند و دودستگی ساخته شده،  مرد پرتغالی را به فکر فرود برده و شاید طرح استعفا در راستای همین سیاست باشد، شاید!

کی‌روش با استعفایی که در دبی داد؛ در زمینه استعفا، هت‌تریک کرد، اما به لحاظ وجه عمومی در استعفای سوم میزان نگرانی‌ها از جدایی کی‌روش قابل مقایسه با استعفای اول و دوم مرد پرتغالی نیست.

استعفای پنهانی به صورت رمزدار رسانه‌ای شد، تاج که چیزی نگفت و کی‌روش هم آخرین نفر تأییدش کرد؛ اما استعفا دست به دست از دبی تا تهران چرخید خیلی سریع همه گیر شد.

نگاه بدبینی شاید این استعفا را به چشم سناریو ببینید، اما حتی اگر سناریو هم باشد باید با واقعیت به بررسی آن پرداخت، چرا که تصمیم احساسی می‌تواند تبعات بدی برای فوتبال ملی و حتی باشگاهی ما داشته باشد.

* استعفایی که به صلاح فوتبال ملی نیست

این روزها تیم‌ملی فوتبال کشورمان در راه صعود به جام‌جهانی ۲۰۱۸ در شرایط حساسی قرار دارد، بعد از بازی با تیم سوریه و تساوی در زمین گل‌آلود و با وجود صدرنشینی در گروه A زنگ خطر برای ما به صدا درآمده است. بدون شک مرحله برگشت مسابقات حساس‌تر و سرنوشت‌سازتر از مرحله رفت خواهد بود و نباید فراموش کنیم که تیم‌ملی در روز سوم  فروردین ۹۶ باید در دوحه و در خاک قطر به مصاف تیم‌ملی این کشور برود. مسابقه‌ای که برای قطری‌ها حکم مرگ و زندگی را دارد و به هر قیمتی شده به فکر شکست دادن کی‌روش و شاگردانش هستند.

هشتم فروردین ۹۶ نیز چین با مارچلو لیپی خودش را برای رویارویی با شاگردان کی‌روش آماده می‌کند و ازبکستان هم برای اولین بار خواهان صعود به جام‌جهانی است و از همه مهم‌تر بازی با کره‌جنوبی در سئول یک بازی حیاتی برای فوتبال کشورمان در سال آینده محسوب می‌شود.

در شرایطی که حریفان با قدرت آماده مرحله برگشت می‌شوند، ما نباید تیشه برداشته و به ریشه‌مان بزنیم.

منطق حکم می‌کند که پذیرش استعفا (نامه‌ای که در اختیار تاج است) نمی‌تواند کمک‌حال فوتبال‌مان باشد. بنابراین آقای رئیس باید بیش از گذشته تدبیر کند و برای باز کردن گره‌های کور نقش اصلی را ایفا کند.

* ضرورت برگزاری نشست مشترک برانکو و کی‌روش

علاوه بر تیم‌ملی، فصل ۹۶-۹۵ نیز برای هواداران میلیونی پرسپولیس اهمیت خاصی دارد، طرفداران سرخ‌پوش پایتخت پس از سال‌ها شاهدند که تیم‌شان با مربیگری برانکو بازی‌های خوبی را انجام می‌دهد. آنها فقط یک خواسته دارند؛ قهرمانی در لیگ برتر و موفقیت در لیگ قهرمانان آسیا.

نباید این خواسته را نادیده گرفت. نباید فراموش کرد که تقابل پرسپولیس و الهلال در لیگ قهرمانان آسیا به نوعی تقابل فوتبال ایران و عربستان است. پس در این شرایط سخت و برای حل مشکلات باید برانکو و کی‌روش را به یک نشست مشترک فراخواند.

نشست مشترک برانکو و کی‌روش عاملی خواهد بود تا بسیاری از شائبه‌ها از جمله کم‌کاری ملی‌پوشان پرسپولیس و زمین خوردن برانکو را پاک خواهد کرد.

جنگ کی‌روش با قلعه‌‌نویی زمانی که تیم امیر صدرنشین بود، آغاز شد و حالا به نوعی همان شرایط برانکو تکرار شده که با برگزاری یک نشست دو طرفه این ذهنیت ها برای همیشه از اذهان عمومی پاک شود.

بدون تردید، این نشست از بروز دودستگی روی سکوهای تماشاگران جلوگیری خواهد کرد و دوباره اتحاد را به تیم‌ملی و فوتبال کشور بازخواهد گرداند.

تقابل حاشیه‌ای برانکو و کی روش شاید مثل “سلام بمبئی” گیشه داشته باشد، اما عایدی آن برای فوتبال ملی و باشگاهی مان صفر خواهد بود. ادامه این جریان یعنی تداوم بازی باخت- باخت برای فوتبال ایران.

ارسال شده در فوتبال | پاسخ دهید: