پایان دوست نداشتنی!

استعفای ناگهانی محمود گودرزی از وزارت ورزش و جوانان در عصر سه شنبه همه را غافلگیر کرد تا اتفاقی را که مدتها انتظارش را می کشیدیم و منتظرش بودیم، سرانجام رخ دهد. شایعه تغییر در راس وزارت ورزش و جوانان اگرچه مدتها بود که به گوش می رسید و در سه سال حضور پرتلاطم گودرزی، هرگز لحظه ای او را رها نکرد اما کمتر کسی انتظار داشت در چنین مقطعی در حالیکه قریب به دو ماه از بازی های المپیک و پارالمپیک گذشته و کاروان ایران با ارفاق نتیجه نسبتا قابل قبولی گرفته و در حالیکه کمتر از تعداد انگشتان دو دست به پایان عمر دولت یازدهم باقی مانده، وزیر ورزش استعفا دهد. استعفایی که سبب شد عمر وزارت گودرزی قریب به سه سال باشد.

محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان بعد از معرفی ۳ نماینده برای در دست گرفتن امور این وزارتخانه در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۲ از مجلس رأی اعتماد گرفت.

از همان ابتدای ورود گودرزی به این وزارتخانه صحبت‌هایی در خصوص مخالفت روحانی رئیس‌جمهوری کشورمان وجود داشت، اما با توجه به اینکه هیچ کدام از نفرات معرفی شده روحانی رأی لازم را نیاوردند بالاخره نمایندگان مجلس به یک استاد دانشگاه در حوزه تربیت‌بدنی رأی اعتماد دادند. البته مدتی از حضور گودرزی در مجلس نگذشته بود سیل انتقادات به سمت وی نشانه رفت و قبل از المپیک ریو بود که صحبت‌هایی در خصوص برکناری گودرزی مطرح شد. اگرچه پیش از آن نیز کم و بیش شایعاتی مطرح بود که به واقعیت تبدیل نشد.

البته در فاصله کوتاهی که به المپیک ریو باقی مانده بود، موضوع تغییرات در رأس این وزارتخانه به بعد از المپیک موکول شد که در نهایت هم در تاریخ ۲۷ مهر وی استعفای خود را به روحانی داد. وزیر ورزش و جوانان در طول مدت سه سال حضور خود در ساختمان سفیدرنگ خیابان سئول تصمیمات خرد و کلان بسیاری گرفت اما در این میان برخی از آنها بسیار خبرساز شدند و شناسنامه وزارت ورزش و جوانان دوره محمود گودرزی لقب گرفتند به گونه ای که گودرزی را با این تصمیمات به یاد می آوریم. روایت تصمیمات و اقدامات خبرساز و سیاه و سفید وزارت می تواند تصویر روشن تری از آنچه گودرزی انجام داد و بر جای گذاشت را به ما ارائه دهد.

* وزیر علیه فوتبال

مهمترین اتهامی که در طول سه سال وزارت گودرزی به او وارد شد، دشمنی و تضاد خاموش با فوتبال است. او بارها و بارها از هزینه های فوتبال به شدت انتقاد کرد و اعتقاد داشت که انباشت سرمایه و توجه تنها برای فوتبال است و باید این رویه را شکست. او بارها و بارها علیه فدراسیون فوتبال و بازیکنان فوتبال و ترن‌اور مالی فوتبال انتقاد کرد و آن را مایه پسرفت ورزش دانست. جبهه گیری های او علیه فدراسیون فوتبال و کارلوس کی روش نیز مهمترین نقطه تضاد او با فوتبال و فدراسیون فوتبال بود که فارغ از اینکه آیا در شان وزیر بود که درباره سرمربی تیم ملی اینگونه صحبت کند یا نه، هیچکس آن را برنتابید و با توجه به محبوبیت سرمربی تیم ملی جبهه سنگینی علیه وزیر ورزش و جوانان به راه افتاد.

گودرزی در حوزه باشگاه ها بر روند حاکم بر لیگ و باشگاه های ایران انتقادات جدی داشت و در نخستین اقدام با رسانه ای کردن قراردادهای بازیکنان و مربیان دو باشگاه بزرگ پایتخت که در تملک دولت و وزارت ورزش بودند، با یک شفاف سازی شجاعانه و منطقی آنچه در پس پرده بود را عیان کرد. یک تصمیم شجاعانه که تا اندازه ای جلوی رشد بی رویه قراردادهای میلیاردی را گرفت و بدل به یک سنت در فوتبال شد.

گودرزی در ادامه دست پرسپولیس و استقلال از بودجه دولتی کوتاه کرد اما سایر تصمیماتش در حوزه دو تیم پرطرفدار پایتخت به معنای واقعی فاجعه بود. از گماردن یک کشتی گیر به عنوان تصمیم گیرنده برای این دو باشگاه گرفته که با تصمیمات غلط و گاه مضحک این دو باشگاه را وارد یک بحران خودخواسته کرد تا انتصاب های غلط و رفاقتی در مجموعه مدیریتی و تصمیم ساز دو باشگاه که سبب شد تا پرسپولیس و استقلال در دوره وزارت گودرزی ناکامی تمام عیاری را تجربه کنند و در یک عقبگرد تاریخی هیچ موفقیتی نداشته باشند.

گودرزی برای مدیریت در این دو باشگاه بیش از تخصص و تجربه، رفاقت را ملاک قرار داد و نتیجه این شد که در سایه همین رفاقت ها، عناصر نامطلوب و فاسدی در هر دو باشگاه رشد کنند که تنها به فکر منافع شخصی خود بودند.

وزیر ورزش و جوانان شعار ورزش پاک را در دستور کار خود قرار داد، اما کمتر در تحقق این شعار موفق بود. گودرزی در خصوص تبانی‌ها و فسادهایی که در فوتبال وجود داشت، اگرچه کمی دیر اما قدم‌هایی مثبت برداشت، اما جریان درگیر فساد و آنهایی که بواسطه شفاف سازی های وزارت متضرر شده و جایگاهشان در خطر بود، علیه او دست به جوسازی سنگینی زدند تا گودرزی کمتر در رسیدن به هدف خود موفق باشد. او به هنگام همین مخالفت‌ها در اواخر دوران مدیریتش با واکنش‌هایی روبه‌رو شد که تاب و توان مقاومت با آنها را نداشت، درست مثل اتفاقی که مقابل وزارت ورزش و جوانان رخ داد و عده‌ای از هواداران استقلال با تحریک همین جریانات ناسالم علیه وزیر تجمع کردند که بعدها مشخص شد ریشه در مدیریت باشگاه داشته که می خواست با این رفتارها گاف ها و تصمیمات غلط مدیریتی خود را لاپوشانی کند. همان مدیری که گودرزی بر پایه رفاقت او را انتخاب کرد و بارها از او تعریف و تمجید نمود اما در پایان بدل به دشمن شماره یک خودش شد.

* چالش با روسای فدراسیون‌ها

چالش دوم محمود گودرزی در بحث کلان فوتبال اختلاف‌نظرهای عجیب و غریب او با شخص علی کفاشیان رئیس سابق فدراسیون بود و در حالی که رئیس سابق به اتفاقات فقط می‌خندید، گودرزی تلاش‌های زیادی کرد تا به نوعی ثابت کند کفاشیان مرد فوتبال نیست. شاید الان یکی از افراد خوشحال رئیس سابق فدراسیون فوتبال باشد اگرچه او دیگر در این سمت فعالیت ندارد، اما چالش‌های کفاشیان و گودرزی بدون شک بخش مهمی از انرژی مجموعه وزارت را هدر داد و ذهن وزیر ورزش را در سال‌های ابتدایی مدیریتش درگیر کرد.

اختلاف نظر گودرزی فقط با کفاشیان نبود و گودرزی اصلا رابطه خوبی با رسول خادم رئیس فدراسیون کشتی هم نداشت، به طوری که خادم در هیچ کدام از جلسات وزیر با روسای فدراسیون‌ها شرکت نمی‌کرد. حتی به دنبال اعتراضی که خادم از عملکرد وزارت ورزش در زمان نزدیک به المپیک داشت، در نامه‌ای به روحانی انتقادات زیادی را مطرح کرد.

* اختلاف با کمیته ملی المپیک

موضوع دیگری که شاید بتوان از وزیر ورزش خرده گرفت اینکه تعامل خوبی با کمیته ملی المپیک نداشت به طوری که بعد از برگزاری المپیک اختلافات بین این دو نهاد علنی شد و با دخالت دولت در امور فدراسیون‌ها و نوشتن یک اساسنامه مشترک، هاشمی با ارسال نامه‌ای به جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور خطر تعلیق را هشدار داد. خطری که بعدها توسط نامه‌ای از سوی IOC علنی شد. در این میان نباید از تمامیت خواهی کمیته ملی المپیک هم به سادگی گذشت. کمیته ای که انتخابات دوره جدید آن در دوره وزارت محمود گودرزی برگزار شد و وزیر ورزش و جوانان انتظار داشت با عدم دخالت در این انتخابات و به قدرت رسیدن یکی از مدیران دولتی چالش های گذشته را نداشته باشد اما با رویه ای که کمیته در پیش گرفت، اختلافات آرام آرام نمایان شد و تا بدانجا پیش رفت که کمیته بدل به یک جبهه مخالف برای وزارت ورزش و جوانان تبدیل شود.

محمود گودرزی در حالی که در برنامه‌هایش در زمان کسب رأی اعتماد از اصلاح اساسنامه‌ها سخن گفته بود اما با بی اعتنایی کمیته ملی المپیک به عنوان یکی از طرفین درگیر و تاثیرگذار ماجرا، عملا کاری از پیش نبرد تا فدراسیون‌های بین‌المللی خواستار اصلاح شوند و بحران دوباره ای ورزش را با خود درگیر کند.

* انتخابات بدون دخالت، انتصابات با دخالت

یکی از نقاط مهم کارنامه گودرزی برگزاری انتخابات نسبتا آزاد در فدراسیون های ورزشی بود. زمانی که او وزارت را تحویل گرفت، تقریبا یک سوم فدراسیون بلاتکلیف بودند و با سرپرست اداره می شدند و گودرزی تعیین تکلیف برای فدراسیون های ورزشی را جزو اولویت های خود قرار داد و با توجه به روحیه اش از مهندسی کردن انتخابات و دخالت در آنها پرهیز کرد تا انتخابات در فضایی سالم برگزار شود. با این وجود اطرافیان گودرزی چنین مشی را قبول نداشتند و بیش و کم می کوشیدند تا با برنامه ریزی و مهندسی گزینه مدنظر آنها پیروز شود. تلاشی که در پاره ای از فدراسیون ها به ثمر می نشست و در برخی از اوقات به نتیجه نمی رسید. با این وجود می توان انتخابات فدراسیون های ورزشی در دوره گودرزی را سالم تر از ادوار گذشته دانست هر چند که در بسیاری از موارد اطرافیان و تصمیم سازان وزارت ورزش و جوانان به این سلامت خدشه و خلل وارد کردند.

گودرزی هر اندازه که در انتخابات بیطرف بود، در امور داخلی فدراسیون ها دخالت داشت و معتقد به این بود که فدراسیون ها باید کاملا با سیاست های وزارت ورزش و جوانان هماهنگ بوده و فعالیت کنند و تمامی برنامه ها آنها زیر نظر و تحت کنترل باشد. از همین رو تقریبا در تمامی فدراسیون ها انتصابات مربوطه با نظر وزارت ورزش و جوانان انجام می شد تا نفرات مورد وثوق وزارت در پست های کلیدی و تاثیرگذار حضور داشته باشند تا تمامی امور در کنترل باشد. مصداق عینی این انگاره در فدراسیون فوتبال رخ داد؛ آنجا که علی کفاشیان در نهایت برای بقای خودش تسلیم خواسته وزارت شد و تمامی نفرات حلقه مدیریتی خود نظیر دبیرکل، نایب رئیس اول، دوم و بانوان را با نظر وزارت ورزش برکنار و نفرات مدنظر فدراسیون به کار گمارد تا فدراسیون فوتبال دربست دراختیار وزارت ورزش و جوانان قرار بگیرد. اتفاقی که در نهایت گریبان خود او را هم گرفت و مجبور شد تا صندلی ریاست را رها کند.

* وزیر و مارکوپولوهای ورزش

در کنار همه انتقادات به گودرزی، موضوعی که نباید فراموش کرد اینکه وزیر ورزش جزو وزیران پاکدست و سالم بود و اعتقادی به سفر برون‌مرزی و هزینه از بیت‌المال نداشت و این را بارها ثابت کرد. وی در حالی که می‌توانست در بازی‌های المپیک ریو حضور داشته باشد، اما از مدت‌ها قبل گفته بود به این سفر نمی‌رود و سفرش به اینچئون برای بازی‌های آسیایی هم با اصرار معاونت ورزش قهرمانی و کمیته ملی المپیک تنها برای چند روز آنهم بدون هزینه اضافی و حتی حق ماموریت انجام شد.

اگرچه از وزیر ورزش به عنوان یک وزیر سالم در مسائل اقتصادی نام برده می‌شود، اما اطرافیان او از هیچ سفری دریغ نکردند و همانند مارکوپولو برای سفر با هم رقابت می کردند! وی به عنوان یک مدیر آنقدر اقتدار نداشت که بتواند از سفرهای غیرضروری همکاران و معاونانش در وزارتخانه جلوگیری کند. اطرافیان منفعت طلبی که مهمترین نقطه ضعف وزارت گودرزی بودند و بزرگترین لطمه را از جانب همین اطرافیان و عملکرد آنها خورد.

* پای سیاسیون دوباره به ورزش کشیده می‌شود؟

محمود گودرزی وزیر ورزش و جوانان برنامه‌های زیادی برای ۴ سال دوره ریاستش داشت که در این خصوص می‌توان به خصوصی کردن سرخابی‌ها، مبارزه با فساد، برگزاری مجامع انتخاباتی فدراسیون‌هایی که با سرپرست اداره می‌شوند، اصلاح اساسنامه‌ها و توسعه ورزش همگانی اشاره کرد. برنامه‌هایی که باید از او پرسید چقدر از تحقق آنها راضی است و به خودش نمره قبولی می دهد یا خیر.

استاد دانشگاهی که هیچ فعالیتی به عنوان یک مدیر در ورزش نداشت، اما تحصیلات آکادمی وی در امور ورزش بود بالاخره از همه حاشیه‌های ورزش دل کَند و رفت. مردی که در دوره حضورش در وزارت ورزش و جوانان کمتر از محبوبیت و اقبال عمومی برخوردار بود و در نهایت این دوران دوست نداشتنی به پایان رسید.

حالا باید دید دولت روحانی از اهالی ورزش را برای این وزارتخانه معرفی می‌کند یا پای سیاسیون دوباره به ورزش باز می‌شود؟

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950727001574

این نوشته در عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.